با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Gage

ɡeɪdʒ ɡeɪdʒ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

  • noun verb - transitive adverb
    گرو، وثیقه، رجزخوانی، مبارزه‌طلبی، گروگذاشتن، شرط بستن، متعهد شدن، ( gauge =) درجه، اندازه، وسیله‌ی اندازه‌گیری
  • noun verb - transitive adverb
    اندازه، اندازه‌گیر، اندازه گرفتن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد gage

  1. noun A measuring instrument for measuring and indicating a quantity such as the thickness of wire or the amount of rain etc.
    Synonyms: gauge, pot, grass, green-goddess, dope, weed, sess, sens, smoke, skunk, locoweed, mary-jane
  2. verb Place a bet on
    Synonyms: bet on, back, stake, game, punt

ارجاع به لغت gage

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «gage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/gage

لغات نزدیک gage

پیشنهاد بهبود معانی