بهروزرسانی ۱۱ آبان ۱۴۰۵
انتشار ۱۲ آبان ۱۴۰۵
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
زبانها آینهی تاریخ، فرهنگ و دادوستدهای بشری در گذر هزارهها هستند. زبان انگلیسی، بهعنوان زبان میانجی و بینالمللی دنیای امروز، ساختار کنونی خود را با وامگیری گسترده از تمدنهای پیشین سامان داده است. از لاتین و یونانی گرفته تا زبانهای شرقی، ردپای تفکر، تجارت و ابداعات اقوام گوناگون در گوشهوکنار این زبان به چشم میخورد. در این میان، زبان فارسی با پیشینهای چند هزار ساله و جایگاهی استراتژیک در مبادلات فرهنگی جاده ابریشم و آسیا، سهمی شگفتانگیز و ماندگار در غنیسازی دایرهی واژگان غربی داشته است.
شاید در نگاه اول، یافتن کلمات انگلیسی که ریشهی فارسی دارند امری نادر به نظر برسد؛ اما بررسی ریشهشناسی واژگان حقیقت متفاوتی را آشکار میکند. بسیاری از اصطلاحاتی که امروز در مکالمات بینالمللی، فضاهای علمی، پوشاک، گیاهشناسی و بازیهای استراتژیک به کار میروند، همان کلماتی که از فارسی به انگلیسی رفته اند هستند که طی قرنها به زبان انگلیسی راه یافته و بومی شدهاند.
شناخت این اشتراکات لغوی هم حس بیگانگی زبانآموزان را با واژگان جدید کاهش میدهد و هم موجب ایجاد لنگرهای ذهنی پایدار برای به خاطر سپردن لغات خواهد شد. در این مقاله به بررسی موشکافانه ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند میپردازیم؛ واژگانی که برخی از آنها چنان در بطن مکالمات حل شدهاند که کمتر کسی حدس میزند منشأ آنها خاک پردیسگونه ایران بوده است.
کلمات فارسی چگونه به زبان انگلیسی راه یافتند؟
پیش از بررسی این ده واژه، لازم است بدانیم این سفر زبانی در چه بسترهایی رخ داده است. انتقال واژگان از زبان فارسی به انگلیسی عمدتاً از دو شاهراه اصلی تاریخ انجام گرفت:
- مسیر کاروانی و زبانهای واسط (دوران باستان و سدههای میانه):دادوستدهای بازرگانی در طول جادهی ابریشم و مناسبات دیپلماتیک موجب شد مفاهیمی نظیر باغبانی، سنگهای قیمتی، ادویهها و بازیهای تفکری ابتدا وارد زبانهای یونانی باستان، لاتین و عربی شوند و سپس از مسیر فرانسوی کهن به انگلیسی میانه برسند.
- شاهراه شبهقارهی هند (دوران کمپانی هند شرقی و استعمار بریتانیا):زبان فارسی به مدت بیش از شش قرن زبان رسمی دیوانی، ادبی و درباری امپراتوری گورکانیان در شبهقاره هند بود. افسران و کارمندان بریتانیایی که برای ادارهی امور در هندوستان اقامت داشتند، اصطلاحات پوششی، اداری و اقلیمی فارسی را به زبان انگلیسی وارد کردند؛ لغاتی که بعدها توسط انگلیسیزبانان به تمام جهان مخابره شد.
این دو مسیر تاریخی باعث شدند پدیدهای شکل بگیرد که امروزه به عنوان کلمات انگلیسی که در فارسی هم هست شناخته میشود؛ کلماتی که با وجود تفاوت املایی و تلفظی در طول زمان، هسته معنایی اصیل خود را حفظ کردهاند.
بررسی ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

۱. Paradise (بهشت / فردوس)
- واژهی مبدأ در فارسی: پئیریدئزه (Pairi-daēza) در اوستایی و فارسی باستان
- ریشهشناسی و کاربرد:
شاید پرشکوهترین واژهای که از گسترهی فرهنگی ایران به زبانهای اروپایی راه یافته، واژهی Paradise باشد. در ایران باستان، این کلمه از دو جزء «پئیری» (به معنای پیرامون یا گرداگرد) و «دئزه» (به معنای انباشتن، دیوار چیدن یا ساختن) تشکیل شده بود و به باغهای بزرگ، محصور، سرسبز و پر از درختان میوه اطلاق میشد؛ همان الگویی که جهان امروز به عنوان «باغ ایرانی» (Persian Garden) میشناسد. مورخان یونانی نظیر گزنفون، هنگامی که از شکوه باغهای شاهان هخامنشی شگفتزده شدند، این واژه را به صورت Parádeisos وارد زبان یونانی کردند. بعدها این واژه به لاتین و فرانسوی باستان رسید و در متون دینی مسیحی به معنای «باغ عدن» و سپس خود بهشت ابدی ثبت شد.
۲. Checkmate (کیش و مات / مات شدن)
- واژهی مبدأ در فارسی: شاه مات
- ریشهشناسی و کاربرد:
بازی کهن شطرنج که در دوران ساسانیان از دربار ایران شکوفا شد و قواعد منسجم به خود گرفت، همراه با اصطلاحات تخصصیاش از طریق فتح اندلس و تجارت به اروپای قرون وسطی سفر کرد. عبارت «شاه مات» در زبان فارسی به این معنا بود که پادشاه در موضعی گرفتار آمده که راه گریزی ندارد و درمانده شده است. این اصطلاح در زبان فرانسوی باستان به eschec mat و در نهایت در زبان انگلیسی به صورت Checkmate تثبیت شد. امروزه نهتنها در بازی شطرنج، بلکه در فرهنگ عمومی و مذاکرات سیاسی-اقتصادی انگلیسی، واژه Checkmate به معنای تحمیل یک شکست قطعی، بیچونوچرا و بنبست نهایی به کار میرود.
۳. Bazaar (بازار / بازارچه خیریه)
- واژه مبدأ در فارسی: وازار (Vāzār) در پارسی میانه (پهلوی) و بازار در فارسی نو
- ریشهشناسی و کاربرد:
مفهوم بازار سنتی سرپوشیده با راستهها و سراهای بازرگانی متعدد، مشخصه بارز شهرهای کهن ایران بوده است. این واژه در دوران پهلوی وازار و در دوران اسلامی بازار نامیده میشد. با رفتوآمد جهانگردان، بازرگانان ونیزی و مأموران تجاری بریتانیایی به فلات ایران و سپس دوران حضور کمپانی هند شرقی در هند (که فارسی زبان رایج آن بود)، واژه Bazaar دقیقاً با همین املا و آوا وارد انگلیسی شد. در انگلیسی امروز، Bazaar هم به بازارهای پرجنبوجوش خاورمیانه اطلاق میشود و هم به رویدادها و نمایشگاههای خیریه محلی که در آنها اجناس مختلف برای حمایت از امور عامالمنفعه فروخته میشوند.
۴. Pajamas / Pyjamas (لباس خواب)
- واژهی مبدأ در فارسی: پایجامه (یا پاچامه)
- ریشهشناسی و کاربرد:
در میان کلماتی که از فارسی به انگلیسی رفته اند، ماجرای این واژه بسیار روزمره و ملموس است. ترکیب فارسی پایجامه از دو کلمهی «پا» و «جامه» (به معنای پوشش یا لباس) شکل گرفته بود و به شلوارهای گشاد و راحتی از جنس پارچههای سبک پنبهای یا حریر اطلاق میشد که مردم شرق در خانه میپوشیدند. دیپلماتها و افسران بریتانیایی در سده هجدهم و نوزدهم در شبهقاره هند با این پوشش راحت آشنا شدند و آن را برای خواب و استراحت در خانه با خود به انگلستان بردند. واژهی Pajamas (در انگلیسی آمریکایی) و Pyjamas (در انگلیسی بریتانیایی) اکنون اصطلاحی استاندارد و جهانی برای پوشاک خواب است.
۵. Caravan (کاروان / خانه متحرک مسافرتی)
- واژهی مبدأ در فارسی: کاروان
- ریشهشناسی و کاربرد:
واژهی اصیل کاروان در جغرافیای خاورمیانه و جاده ابریشم به گروهی از مسافران، زائران یا بازرگانان گفته میشد که برای در امان ماندن از گزند راهزنان و خطرات کویر، همراه با اسب و شتر به صورت دستهجمعی سفر میکردند. این واژه از طریق گزارشهای جهانگردان صلیبی و بازرگانان مدیترانه به لاتین میانه (caravana)، فرانسوی (caravane) و نهایتاً در سده شانزدهم به انگلیسی وارد شد. امروزه در زبان انگلیسی، واژه Caravan علاوه بر معنای تاریخی دستهی مسافران، در بریتانیا و استرالیا به خودروها یا تریلرهای متحرک مسافرتی (مشابه Camper) اطلاق میشود.

۶. Spinach (اسفناج)
- واژهی مبدأ در فارسی: اسپناخ (Ispinākh) یا اسفناج
- ریشهشناسی و کاربرد:
گیاهشناسان اتفاق نظر دارند که گیاه اسفناج بومی فلات ایران بوده و در متون کهن به آن «سبزی ایرانی» میگفتند. بازرگانان ایرانی این سبزی مغذی را به هند و چین معرفی کردند و با ورود مسلمانان به شبهجزیره ایبری (اسپانیا امروزی)، اسفناج از زبان عربی (الإسفاناخ) به زبان اسپانیایی کهن (espinaca) و سپس لاتین سدههای میانه راه یافت. در نهایت، زبان انگلیسی در قرن چهاردهم آن را با عنوان Spinach در کتابهای آشپزی و باغبانی خود ثبت کرد؛ سبزی پرخاصیتی که قرنها بعد با کارتون مشهور «ملوان زبل» (Popeye) به نمادی بینالمللی از قدرت بدنی بدل شد.
۶. Lemon (لیمو ترش)
- واژهی مبدأ در فارسی: لیمو (Līmūn)
- ریشهشناسی و کاربرد:
بسیاری از مرکبات از جمله لیمو، پرتقال و نارنج ریشهای کهن در آسیا و فلات ایران دارند. واژه «لیمو» از زبان فارسی وارد زبانهای عربی (به صورت لایمون) و از آنجا طریق بازرگانان مدیترانهای به ایتالیایی و فرانسوی کهن راه یافت. در اواخر سدهی چهاردهم میلادی، این واژه با املا و آوای Lemon وارد دایرهی واژگان انگلیسی شد. امروزه این کلمه نام یک میوه ترش و پرمصرف در آشپزی است و همچنین در اصطلاحات پرکاربرد روزمرهی انگلیسی (مانند اصطلاح معروف When life gives you lemons, make lemonade) نیز جایگاه ویژهای دارد.
۸. Khaki (خاکی / پارچه و رنگ نظامی)
- واژهی مبدأ در فارسی: خاکی (منسوب به خاک / رنگ خاک)
- ریشهشناسی و کاربرد:
تا پیش از اواسط سده نوزدهم، ارتش بریتانیا با لباسهای سرخرنگ در میدان نبرد حاضر میشد؛ امری که سربازان را به اهدافی بسیار مشخص برای تیراندازان تبدیل میکرد. در دوران استقرار هنگهای نظامی در مرزهای شمالغربی هند، فرماندهان متوجه شدند لباسهای رنگآمیزیشده با گرد و غبار محلی برای استتار عالی هستند. از آنجا که زبان فارسی به عنوان زبان اداری منطقه جاری بود، این رنگ استتاری رسماً Khaki نام گرفت. در اواخر قرن نوزدهم این واژه وارد فرهنگ واژگان ارتشهای جهان و سپس مد و پوشاک روزمره شد و امروزه به پارچههای کتان نخودی یا شلوارهای راحتی کتان نیز اشاره دارد.
۹. Shawl (شال / پوشش پشمی دوش)
- واژهی مبدأ در فارسی: شال
- ریشهشناسی و کاربرد:
واژه فارسی شال به پارچههای لطیف، نرم و دستبافی اطلاق میشد که از پشم شتر یا بزهای کوهی، بهویژه در منطقه خراسان، کرمان و سپس کشمیر بافته میشد. اشرافزادگان این پارچه ظریف را روی دوش یا دور کمر میپیچیدند. بازرگانان کمپانی هند شرقی این منسوجات نفیس را به همراه نام بومی آن به دربار انگلستان هدیه بردند؛ جایی که بهسرعت مورد توجه بانوان اشراف قرار گرفت. واژه Shawl از سده هجدهم وارد لغتنامههای انگلیسی شد و هنوز برای روسریهای پهن، شالگردنها یا پارچههای پشمی رویشانه به کار میرود.
۱۰. Taffeta (پارچه تافته / روبان تافته)
- واژهی مبدأ در فارسی: تافته (صفت مفعولی از تافتن؛ به معنای بافتهشده، تابیدهشده یا درخشان)
- ریشهشناسی و کاربرد:
ایران در سدههای گذشته یکی از مراکز عمده بافت پارچههای ابریشمی بسیار ظریف و براق بود. پارچههایی که از تاروپود ابریشم تابیدهشده پدید میآمدند را «تافته» میخواندند. این محصول گرانبها از مسیر کاروانهای راه ابریشم و بنادر بیزانس به اروپای جنوبی رسید و در فرانسوی قدیم به taffetas و در انگلیسی میانه به Taffeta تبدیل شد. امروزه در دنیای مد، خیاطی و پوشاک عروس، Taffeta نام نوعی پارچه ابریشمی یا الیاف مصنوعی سفت، براق و خشخشکننده است که همچنان نام اجدادی ایرانی خود را بر دوش میکشد.
چرا ریشهشناسی کلید یادگیری عمیق واژگان است؟
برای بسیاری از زبانآموزان، حفظ کردن لیستهای بلندبالای لغات انگلیسی کاری فرساینده و موقتی است. رویکرد ریشهشناسی واژگان (Etymology) اما راهکاری علمی، ریشهای و پایدار برای حل این مسئله ارائه میدهد. هنگامی که درمییابید واژگانی نظیر Paradise یا Checkmate چه سفر طولانی و پرماجرایی را از زبانهای باستانی تا امروز طی کردهاند، ذهن شما یک «لنگر شناختی» قوی ایجاد میکند.
این آگاهی به شما کمک میکند تا:
- واژگان را فراموش نکنید: کلماتی که ریشهی تاریخی دارند، به جای حافظه کوتاه مدت، در حافظهی بلندمدت ثبت میشوند.
- به ارتباط میان زبانها پی ببرید: متوجه میشوید که زبانها جزیرههای جداافتاده نیستند، بلکه شبکهای پیوسته از اشتراکات فرهنگی و تاریخیاند.
- دایرهی واژگان پیشرفته بسازید: درک ریشهها به شما توانایی حدس زدن معنای لغات ناآشنا را در متون تخصصی میدهد.
سخن پایانی
زبان انگلیسی گنجینهای پهناور از واژگان است که ریشه در فرهنگهای مختلف جهان دارد و همانطور که دیدیم، سهم تمدن و زبان فارسی در شکلگیری این دایره واژگان بسیار چشمگیر و قابلتأمل است. شناخت این اصطلاحات به تسلط بهتر شما بر زبان انگلیسی کمک میکند و پیوند عمیقتری میان شما و تاریخ زبانهای جهان برقرار میسازد.
اگر شما نیز به کشف ریشه کلمات، اصطلاحات کاربردی و یادگیری اصولی زبان انگلیسی علاقهمند هستید، پیشنهاد میکنیم دیگر مقالات آموزشی فست دیکشنری را دنبال کنید. نظر شما دربارهی این ۱۰ کلمه چیست؟ آیا واژهی دیگری میشناسید که ریشهی فارسی داشته باشد؟ نظرات خود را در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید!
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)