با اخم، با ترشرویی، با عصبانیت، با جدیت، با قاطعیت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The committee chairperson sternly reminded the delegates about the strict adherence required for the newly implemented environmental regulations.
رئیس کمیته با قاطعیت به نمایندگان در مورد لزوم رعایت دقیق مقررات زیستمحیطی تازهاجراشده یادآوری کرد.
The professor sternly reiterated the deadline for the research paper, stressing that no extensions would be granted under any circumstances.
استاد با جدیت مهلت مقالهی تحقیقاتی را تکرار کرد و تأکید نمود که تحت هیچ شرایطی تمدیدی نخواهد داشت.
The project manager sternly informed the team that any further delays in meeting milestones would result in severe budgetary repercussions.
مدیر پروژه با عصبانیت به تیم اطلاع داد که هرگونه تأخیر بیشتر در رسیدن به نقاط عطف منجر به عواقب بودجهای جدی خواهد شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sternly» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sternly