foggy, hazy, misty, nebulous, vaporous, fuzzy
foggy
hazy
misty
nebulous
vaporous
fuzzy
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
رانندگی در جادهی مهآلود دشوار بود.
Driving was difficult on the foggy road.
افق مهآلود، آسمان و دریا را به هم آمیخته بود.
The hazy horizon blended the sky and sea into one.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مهآلود» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مهآلود