قدیمی printed, typographical
printed
typographical
هنرمند مجموعهای از پیراهنها با الگوهای باسمهای سفارشی خلق کرد.
The artist created a series of shirts with custom printed patterns.
محققان درحال بررسی روشهای نوآورانه برای کاهش مصرف آب در تولید مواد باسمهای پیچیده برای صنعت مد هستند.
Researchers are exploring innovative methods to reduce water consumption in the production of elaborately printed materials for the fashion industry.
عامیانه chintzy, fake, shoddy, badly made
chintzy
fake
shoddy
badly made
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
من از کیفیت ساخت باسمهای گوشی جدیدم واقعاً ناامید شدم؛ حس میکردی هر لحظه ممکنه از هم بپاشه.
I was really disappointed with the chintzy build quality of my new phone; it felt like it would fall apart any minute.
جلوههای ویژهی آن فیلم آنقدر باسمهای بود که کاملاً غرق شدن در آن را از بین برد.
The special effects in that movie were so chintzy that they completely ruined the immersion.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «باسمهای» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/باسمهای