antithesis
antithesis
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
فیلسوف برابرنهاد را با استفاده از یک مثال تاریخی توضیح داد.
The philosopher explained antithesis using a historical example.
جنبشهای هنری اغلب خود را برابرنهادِ پیشینیانشان تعریف میکنند.
Art movements often define themselves as the antithesis of their predecessors.
سبک زندگی او برابرنهاد زندگی سادهی والدینش است.
His lifestyle is the antithesis of his parents' simple life.
نور برابرنهاد تاریکی است.
Light is the antithesis of darkness.
رفتار آرام او برابرنهاد خشم او بود.
Her calm behavior was the antithesis of his anger.
آزادی اغلب برابرنهاد ستم در نظر گرفته میشود.
Freedom is often seen as the antithesis of oppression.
اعمال او برابرنهاد وعدههایش بود.
His actions were the antithesis of his promises.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «برابرنهاد» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/برابرنهاد