شکل مفرد این لغت: مرد
men, menfolk
men
menfolk
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آن زن نمیخواست که فقط دستیار مردان باشد.
She did not want to be a mere adjunct to men.
مردان قلیلی که افکار عمومی را میسازند.
The few men who mold public opinion.
مردان خشمگین با صدای بلند حرف میزدند.
The angry men spoke with elevated voices.
آنها از جنبش مردان حمایت میکنند.
They support men's movement.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مردان» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مردان