همچنین میتوان از breathe easier ،breathe easily و breathe freely بهجای breathe easy استفاده کرد.
آسودهخاطر شدن، نفس راحت کشیدن، راحت شدن (از فشار یا خطر)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Once the test results were negative, he could breathe easy.
وقتی نتایج آزمایش منفی شد، او نفس راحتی کشید.
The parents breathed easy when their son arrived home safely.
وقتی پسرشان سالم به خانه رسید، والدین آسودهخاطر شدند.
With the storm passed, residents can breathe easy tonight.
با گذشتن طوفان، ساکنان امشب میتوانند نفس راحتی بکشند.
After hearing the good news, she could finally breathe easy.
بعداز شنیدن خبر خوب، بالاخره توانست نفس راحتی بکشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «breathe easy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/breathe-easy