شکل نوشتاری دیگر این لغت: doggy bag
ظرف یکبارمصرف، کیسهی غذا (ظرف مخصوص غذای باقیماندهی رستوران برای بردن به خانه)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The waiter handed me a doggie bag and some extra napkins.
گارسون یک ظرف یکبارمصرف و چند دستمال اضافی به من داد.
Many people feel awkward asking for a doggie bag, but it's normal.
خیلیها از خواستن کیسهی غذا احساس شرم میکنند، اما این کار طبیعی است.
Could I get a doggie bag for the rest of this pizza?
میتوانم برای بقیهی این پیتزا یک ظرف یکبارمصرف بگیرم؟
Don't be shy—ask for a doggie bag if you can't finish your meal.
خجالتی نباش؛ اگر نتوانستی غذایت را تمام کنی، برای بردن بقیهاش، یک کیسهی غذا بگیر.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «doggie bag» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/doggie bag