نخ ماهیگیری، ریسمان ماهیگیری، طناب ماهیگیری
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He tied the hook to the fishing line.
او قلاب را به نخ ماهیگیری بست.
She bought a new fishing line yesterday.
او دیروز طناب ماهیگیری جدیدی خرید.
The fishing line is thin but strong.
ریسمان ماهیگیری نازک اما محکم است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fishing line» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fishing-line