توانایی داشتن، قادر بودن به
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کالوکیشنهای متوسط
She has the ability to speak five languages.
او توانایی صحبت کردن به پنج زبان را دارد.
I don't have the ability to fix this car.
من توانایی تعمیر این ماشین را ندارم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «have the ability to» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/have-the-ability-to