جانورشناسی کبوتر مسابقه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی جانورشناسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They trained the racing pigeon for months.
آنها کبوتر مسابقه را برای ماهها آموزش دادند.
A racing pigeon can fly hundreds of miles.
کبوتر مسابقه میتواند صدها مایل پرواز کند.
The racing pigeon carried an important message.
کبوتر مسابقه یک پیام مهم را حمل کرد.
My friend owns a racing pigeon.
دوست من صاحب یک کبوتر مسابقه است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «racing pigeon» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/racing-pigeon