سومشخص مفرد:
sets alightوجه وصفی حال:
setting alightبه شور آوردن، هیجانزده کردن، برانگیختن
The speaker's passionate plea really set alight the audience's desire for change.
درخواست پرشور سخنران واقعاً اشتیاق مخاطبان را برای تغییر برانگیخت.
A compelling argument can often set alight a vigorous debate among academics concerning ethical implications.
یک استدلال قانعکننده اغلب میتواند بحثی شدید را در میان دانشگاهیان در مورد پیامدهای اخلاقی برانگیزد.
The government's new policy proposal is likely to set alight considerable public discussion regarding its economic impact.
پیشنهاد سیاست جدید دولت احتمالاً بحث عمومی قابل توجهی را در مورد تأثیر اقتصادی آن برانگیزد.
آتش زدن، به آتش کشیدن، شعلهور کردن
همچنین میتوان از set ablaze استفاده کرد.
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The children were warned not to play with matches, as they could easily set the curtains alight.
به کودکان هشدار داده شد که با کبریت بازی نکنند؛ زیرا بهراحتی میتوانستند پردهها را به آتش بکشند.
Historical records indicate that the invading forces would often set the conquered villages alight as a display of dominance and to demoralize the local populace.
سوابق تاریخی نشان میدهد که نیروهای مهاجم اغلب برای نمایش سلطه و تضعیف روحیهی مردم محلی، روستاهای تسخیرشده را به آتش میکشیدند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «set alight» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/set-alight