گذشتهی ساده:
set apartشکل سوم:
set apartسومشخص مفرد:
sets apartوجه وصفی حال:
setting apartمتمایز کردن، متفاوت کردن، برجسته کردن، وجه تمایز بودن، برتری دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
What sets this product apart is its exceptional durability.
آنچه این محصول را متمایز میکند، دوام فوقالعادهی آن است.
Strong communication skills set him apart in a competitive job market.
مهارتهای ارتباطی قوی، وجه تمایز او در بازار کار رقابتی است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «set apart» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/set-apart