پسانداز کردن، کنار گذاشتن، ذخیره کردن (معمولاً پول)
I set aside some money every month for emergencies.
هر ماه مقداری پول برای مواقع اضطراری کنار میگذارم.
They set aside a portion of the budget for repairs.
آنها بخشی از بودجه را برای تعمیرات پسانداز کردند.
حقوق فسخ کردن، باطل کردن، لغو کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The court set aside the jury's verdict.
دادگاه رأی هیئتمنصفه را باطل کرد.
The judge set aside the conviction because of newly discovered evidence.
قاضی بهخاطر کشف شواهد جدید محکومیت را لغو کرد.
رد کردن، مردود شمردن، کنار گذاشتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
She set aside her fears and applied for the job.
او ترسهایش را کنار گذاشت و برای آن شغل اقدام کرد.
The director set aside the script changes proposed by the writer.
کارگردان تغییرات فیلمنامهی پیشنهادی نویسنده را رد کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «set aside» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/set aside