گذشتهی ساده:
squared withشکل سوم:
squared withسومشخص مفرد:
squares withوجه وصفی حال:
squaring withمطابقت داشتن، همخوانی داشتن، سازگار بودن، جور در آمدن
The new data doesn't square with our earlier findings.
دادههای جدید با یافتههای قبلی ما همخوانی ندارند.
His explanation doesn't square with the evidence.
توضیح او با شواهد جور در نمیآید.
The findings square with our hypothesis.
نتایج با فرضیهی ما مطابقت دارد.
تأیید (چیزی) را گرفتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
We should square the schedule with the client to get their approval.
باید برنامه را با مشتری هماهنگ کنیم تا تأیید او را بگیریم.
I need to square the proposal with my manager before we send it.
قبلاز ارسال باید پیشنهاد را با مدیرم هماهنگ کرده و تأیید بگیرم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «square with» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/square-with