شکل جمع:
sufisدین صوفی (عضو یک گروه مذهبی اسلامی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
My friend is a Sufi and often speaks about spiritual enlightenment.
دوست من یک صوفی است و اغلب دربارهی روشنگری معنوی صحبت میکند.
The intricate symbolism within Rumi's poetry is often attributed to his profound Sufi philosophy.
نمادگرایی پیچیده در شعر مولانا اغلب به فلسفهی عمیق صوفی او نسبت داده میشود.
The speaker elaborated on the historical development of Sufi orders and their role in disseminating Islamic culture across various continents.
سخنران در مورد توسعهی تاریخی فرقههای صوفی و نقش آنها در گسترش فرهنگ اسلامی در قارههای مختلف توضیح داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «Sufi» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sufi