آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

      Twelve

      twelv twelv

      شکل جمع:

      twelves

      معنی twelve | جمله با twelve

      noun plural A1

      دوازده (عدد)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      For the lab report, students must record measurements from twelve separate trials to ensure statistical reliability.

      برای گزارش آزمایشگاه، دانشجویان باید اندازه‌گیری‌ها را از دوازده آزمایش جداگانه ثبت کنند تا قابلیت اعتماد آماری تضمین شود.

      Please submit twelve copies of the poster for the upcoming conference session.

      لطفاً دوازده نسخه از پوستر را برای جلسه‌ی آتی کنفرانس تحویل دهید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Twelve participants completed both phases of the experiment, allowing the researchers to analyse within-subject variability.

      دوازده شرکت‌کننده هر دو مرحله‌ی آزمایش را کامل کردند که به پژوهشگران اجازه داد تا تغییرپذیری درون‌فردی را تحلیل کنند.

      In the survey, twelve percent of respondents indicated concern about freshwater scarcity, suggesting a need for policy intervention.

      در نظرسنجی، دوازده درصد از پاسخ‌دهندگان نگرانی درباره‌ی کمبود آب شیرین را اعلام کردند که نیاز به مداخله‌ی سیاستی را نشان می‌دهد.

      The professor listed twelve key events from the Industrial Revolution to illustrate the sequence of technological change.

      استاد دوازده رخداد کلیدی از انقلاب صنعتی را فهرست کرد تا توالی تغییرات فناورانه را نشان دهد.

      noun countable uncountable A1

      ساعت ۱۲ (ظهر یا نیمه‌شب)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Many universities schedule orientation sessions at twelve to allow commuting students to arrive.

      بسیاری از دانشگاه‌ها جلسات آشنایی را ساعت ۱۲ برای رسیدن دانشجویان بین‌شهری برنامه‌ریزی می‌کنند.

      Please submit your assignment to the portal by twelve to avoid late penalties.

      لطفاً تکلیف خود را تا ساعت ۱۲ در پورتال ارسال کنید تا از جریمه‌ی دیرکرد جلوگیری شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The lecturer reminded students that the field trip would depart at twelve sharp from the science building.

      استاد به دانشجویان یادآوری کرد که اردوی علمی دقیقاً ساعت ۱۲ از ساختمان علوم حرکت خواهد کرد.

      In urban areas, restaurants often see the highest number of customers at twelve, which influences staffing decisions.

      در مناطق شهری، رستوران‌ها غالباً بیشترین تعداد مشتری را ساعت ۱۲ ظهر دارند که بر تصمیمات مربوط به کارکنان تأثیر می‌گذارد.

      In the lab experiment, the reaction was initiated at twelve, and observations continued for two hours.

      در آزمایشگاه، واکنش ساعت ۱۲ آغاز شد و مشاهدات به مدت دو ساعت ادامه یافت.

      noun plural

      دین (Twelve) حواریون (عنوان دوازده یار خاص حضرت عیسی)

      In many historical studies, scholars examine how the missionary journeys of the Twelve contributed to the dissemination of early Christian doctrines across the Mediterranean.

      در بسیاری از مطالعات تاریخی، پژوهشگران بررسی می‌کنند چگونه سفرهای تبلیغاتی حواریون به پخش آموزه‌های اولیه‌ی مسیحیت در سراسر مدیترانه کمک کرد.

      A critical analysis of ancient texts reveals discrepancies in accounts of the Twelve that challenge simple chronological narratives.

      یک تحلیل انتقادی متون باستانی، اختلافاتی در گزارش‌های مربوط به حواریون نشان می‌دهد که روایت‌های زمانی ساده را به چالش می‌کشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In today's lecture, the professor argued that the organizational structure established by the Twelve allowed nascent Christian communities to survive political instability.

      در سخنرانی امروز، استاد استدلال کرد که ساختار سازمانی ایجادشده توسط حواریون به جوامع مسیحی نوپا کمک کرد تا در ناپایداری سیاسی دوام بیاورند.

      noun countable uncountable A2

      ‫دوازدهمی‬ (‫در یک مجموعه یا سلسله‬)

      In the chronology of monarchs, the twelve implemented reforms that reshaped the state's institutions.

      در توالی پادشاهان، دوازدهمی‬ اصلاحاتی را اجرا کرد که نهادهای دولت را بازساخت.

      Among the case studies, the twelve demonstrated a clear pattern of urban migration distinct from the others.

      در میان مطالعات موردی، دوازدهمی‬ الگوی روشنی از مهاجرت شهری را نشان داد که با بقیه متفاوت بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد twelve

      1. adjective denoting a quantity consisting of 12 items or units
        Synonyms:
        dozen 12 twelfth twelvefold duodecimal duodenary duodecimo xii uncial
      1. noun the cardinal number that is the sum of eleven and one
        Synonyms:
        dozen 12 xii

      Collocations

      the twelve

      دوازده پیرو عیسی

      سوال‌های رایج twelve

      شکل جمع twelve چی میشه؟

      شکل جمع twelve در زبان انگلیسی twelves است.

      ارجاع به لغت twelve

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «twelve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/twelve

      لغات نزدیک twelve

      • - twelfth
      • - twelfth day
      • - twelve
      • - twelve apostles
      • - twelve-tone
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.