آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

چیپ به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / chip /

کامپیوتر chip

chip

تراشه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

کارت گرافیک کامپیوترم یک چیپ جدید نیاز دارد.

My computer's graphics card needs a new chip.

چیپ کامپیوتر آسیب دیده بود و نیاز به تعویض داشت.

The computer's chip was damaged and needed to be replaced.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت چیپ

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «چیپ» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/چیپ

لغات نزدیک چیپ

پیشنهاد بهبود معانی