شکل مفرد این لغت: تشریف
formalities, rites, observances, ceremonies, protocol
formalities
rites
observances
ceremonies
protocol
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
سفر نوروزی تدبیری برای فرار از تشریفات نوروز است.
Nowruz trips are a device to avoid the Nowruz formalities.
تشریفات خواستگاری
courtship rites
مراسمهای دولتی معمولاً با رعایت دقیق آداب و تشریفات برگزار میشوند.
State ceremonies are often marked by strict protocol and elaborate rituals.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تشریفات» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تشریفات