شکل نوشتاری دیگر این لغت: سندروم
پزشکی syndrome
syndrome
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تنسموس میتواند نشانهای از اختلالات مختلف گوارشی ازجمله سندرم رودهی تحریکپذیر باشد.
Tenesmus can be a symptom of various gastrointestinal disorders, including irritable bowel syndrome.
تحقیقات نشاندهندهی همبستگی قوی بین عوامل محیطی اوایل کودکی و بروز برخی سندرمهای رشدی است.
Research indicates a strong correlation between early childhood environmental factors and the manifestation of certain developmental syndromes.
سندرم تونل کارپال باعث ناراحتی قابل توجهی در مچ دست او شد.
The carpal tunnel syndrome caused her significant discomfort in her wrist.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «سندرم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/سندرم