equal, equivalent, even, par, alike, the same, commensurate, level, coequal, symmetrical, coordinate, on a par (with), up to the mark, tantamount, quits, synonymous, analogous, similar, much the same, equalized, neck and neck, half and half fifty-fifty, mate, peer, match, compeer, square, congruent, homo-, equi-, iso-
equal
equivalent
even
par
alike
the same
commensurate
level
coequal
symmetrical
coordinate
on a par
up to the mark
tantamount
quits
synonymous
analogous
similar
much the same
equalized
neck and neck
half and half fifty-fifty
mate
peer
match
compeer
square
congruent
homo-
equi-
iso-
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
هریک از هممیراثها سهم مساوی از ارث دریافت کردند.
Each co-heir received an equal share of the inheritance.
تحلیل تاریخی نشان میدهد که در برخی تمدنهای باستانی، رهبر معنوی اغلب ازنظر اقتدار اجتماعی با حاکم سیاسی مساوی تلقی میشد.
Historical analysis reveals that in some ancient civilizations, the spiritual leader was often deemed coequal with the political ruler in terms of societal authority.
سهام به تعداد مساوی
an even number of shares
کلمهی «مساوی» در زبان انگلیسی به equal ترجمه میشود.
مساوی به حالتی اشاره دارد که در آن دو یا چند چیز از نظر کمیت، کیفیت، مقدار یا ارزش یکسان و همسطح هستند. این مفهوم بنیادی در ریاضیات، فلسفه، حقوق، و زندگی روزمره نقش مهمی دارد و نشاندهنده برابری، عدالت و تعادل است. وقتی میگوییم دو عدد مساوی هستند، به این معنی است که ارزش عددی آنها دقیقاً یکسان است. اما مفهوم مساوی فراتر از اعداد میرود و به حوزههای مختلفی از جمله فرصتها، حقوق انسانی، منابع و موقعیتها نیز تعمیم مییابد.
در زندگی اجتماعی، مساوی بودن به معنای برخورداری از شرایط، حقوق و فرصتهای یکسان است. این مفهوم پایهای برای عدالت اجتماعی و برابری حقوقی محسوب میشود و یکی از اصول مهم در نظامهای حقوقی و اخلاقی به شمار میرود. برابری در دسترسی به آموزش، خدمات بهداشتی، حقوق سیاسی و آزادیهای فردی از مصادیق بارز این مفهوم هستند. ترویج مفهوم مساوی باعث کاهش نابرابریها، افزایش همبستگی اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی در جامعه میشود.
از دیدگاه فلسفی و منطقی، مساوی بودن شامل ویژگیهایی مانند بازتابی بودن، متقارن بودن و انتقالپذیری است. به این معنا که هر شیء با خودش مساوی است، اگر شیء A مساوی شیء B باشد، شیء B نیز مساوی A است و اگر A مساوی B و B مساوی C باشد، آنگاه A مساوی C است. این خواص پایه و اساس بسیاری از استدلالها و محاسبات منطقی و ریاضی هستند و بدون آنها بسیاری از ساختارهای علمی و فلسفی بیمعنی میشوند.
مساوی بودن در علوم مختلف کاربردهای خاص خود را دارد. در ریاضیات، مساوی بودن به تعیین برابری اعداد، معادلات و عبارات جبری کمک میکند و اساس بسیاری از فرمولها و تئوریهاست. در فیزیک، مفهوم مساوی میتواند به برابری نیروها، انرژیها یا مقادیر کمی دیگر اشاره داشته باشد. در آمار و علوم اجتماعی، ارزیابی مساوی بودن دادهها و شرایط به تحلیلهای دقیقتر و تصمیمگیریهای بهتر منجر میشود.
همچنین، مفهوم مساوی به شکلی گسترده در زبان و ادبیات استفاده میشود تا برابری یا تساوی را در معنا و ارزش نشان دهد. اصطلاحات و تعبیرات مختلفی از این واژه نشأت گرفتهاند که بیانگر تعادل، انصاف و همتراز بودن هستند. این کاربردهای استعاری باعث شدهاند که مساوی نمادی از عدالت، همسانی و همنوایی در ذهن مخاطبان باشد و نقش مهمی در انتقال مفاهیم عمیق انسانی ایفا کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مساوی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مساوی