ادبی scratch
scratch
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
یک نیشقلم روی صفحه به بذرِ شعری تبدیل شد.
A single scratch on the page became the seed of a poem.
زیر نور شمع، نیشقلمش شبیه تارِ عنکبوت به نظر میرسید.
Under candlelight, the scratch of her nib looked like a spider's web.
با نیشقلمی محتاطانه نامه را امضا کرد.
With a careful scratch of his nib he signed the letter.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نیشقلم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نیشقلم