همچنین میتوان از age difference بهجای age gap استفاده کرد.
اختلاف سنی، فاصلهی سنی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
There is a ten-year age gap between them.
بین آنها ده سال اختلاف سنی وجود دارد.
An age gap can affect communication styles.
فاصلهی سنی میتواند روی شیوههای ارتباطی تأثیر بگذارد.
Despite the age gap, they share many interests.
باوجود اختلاف سنی، آنها علایق مشترک زیادی دارند.
The age gap made their friends curious about how they met.
فاصلهی سنی باعث شد که دوستانشان دربارهی نحوهی آشناییشان کنجکاو شوند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «age gap» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/age-gap