بهطور کلی، کلاً، در کل، رویهمرفته، درمجموع، بهطور سرجمع، بهعنوان یک واحد کامل
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Although some students struggled with specific concepts, the class as a whole demonstrated a strong grasp of the material presented in the lecture.
اگرچه برخی از دانشجویان با مفاهیم خاصی مشکل داشتند، اما کلاس بهطور کلی تسلط قوی بر مطالب ارائهشده در سخنرانی نشان داد.
Analyzing the sales data reveals that although certain products performed poorly, the revenue generated by the department as a whole exceeded expectations.
تجزیهوتحلیل دادههای فروش نشان میدهد که اگرچه برخی از محصولات عملکرد ضعیفی داشتند، اما درآمد حاصل از بخش درمجموع از انتظارات فراتر رفت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «as a whole» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/as-a-whole