گذشتهی ساده:
chopped downشکل سوم:
chopped downسومشخص مفرد:
chops downوجه وصفی حال:
chopping downقطع کردن، بریدن (درخت و...)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many environmental organizations advocate for stricter regulations to prevent corporations from indiscriminately chopping down ancient forests, citing irreversible ecological damage.
بسیاری از سازمانهای محیطزیست از مقررات سختگیرانهتری برای جلوگیری از قطع کردن بیرویهی جنگلهای باستانی توسط شرکتها، با اشاره به آسیبهای زیستمحیطی برگشتناپذیر، حمایت میکنند.
The environmental impact assessment concluded that the proposed construction project would necessitate chopping down a significant number of mature trees in the area.
ارزیابی تأثیرات زیستمحیطی به این نتیجه رسید که پروژه ساختوساز پیشنهادی مستلزم قطع کردن تعداد قابل توجهی از درختان بالغ در منطقه خواهد بود.
My grandfather used to chop down trees with an axe when he was young, which sounds like incredibly hard work.
پدربزرگم وقتی جوان بود درختان را با تبر قطع میکرد که کار فوقالعاده سختی به نظر میرسد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «chop down» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chop-down