Cogwheel

ˈkɑːɡwiːl ˈkɒɡ-wiːl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    چرخ دندانه‌دار، چرخ‌دنده
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد cogwheel

  1. noun A toothed wheel that engages another toothed mechanism in order to change the speed or direction of transmitted motion
    Synonyms: gear, gear-wheel, hydromatic, geared wheel, synchromesh

ارجاع به لغت cogwheel

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cogwheel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cogwheel

لغات نزدیک cogwheel

پیشنهاد بهبود معانی