شکل جمع:
gearsمکانیک دنده
Put the car in gear!
ماشین را تو دنده بگذار!
Always check the reverse gear before parking on a slope.
همیشه قبلاز پارک کردن در شیب، دندهی عقب را بررسی کنید.
the third gear
دندهی سه
تجهیزات، وسایل، ابزارآلات، لوازم
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She packed all her skiing gear into the car.
او تمام لوازم اسکی خود را در ماشین گذاشت.
Make sure you have the right gear for climbing.
مطمئن شو که تجهیزات مناسبی برای کوهنوردی داری.
heating gear
دستگاه تنظیم حرارت
انگلیسی بریتانیایی پوشاک لباس، پوشاک، جامه
Streetwear gear has become very popular among teenagers.
لباسهای خیابانی بین نوجوانان بسیار محبوب شده است.
He bought some winter gear to stay warm.
او برای گرم ماندن، لباس زمستانی خرید.
انگلیسی بریتانیایی مواد مخدر
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
They found hidden gear in the car during the routine check.
آنها درطول بازرسی معمول، مواد مخدر پنهانی در خودرو را پیدا کردند.
The gang transported gear across the border illegally.
باند، مواد مخدر را بهطور غیرقانونی از مرز عبور داد.
دندهی بالا، سرعت زیاد، موفقیت، روبهراهی
وصل به دندهی ماشین، توی دنده، آماده به کار
دنده خلاص، رها، غیر وصل به موتور
دنده عقب
(مکانیک) دندهی زنجیری، چرخ و زنجیر
(اتومبیل) دنده عوض کردن
(مکانیک) دنده (یا چرخ دندهی) میانی
دنده عوض کردن، تغییر روش دادن
شکل جمع gear در زبان انگلیسی gears است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «gear» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/gear