آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Pinion

      ˈpɪnjən ˈpɪnjən

      گذشته‌ی ساده:

      pinioned

      سوم‌شخص مفرد:

      pinions

      وجه وصفی حال:

      pinioning

      معنی pinion | جمله با pinion

      verb - transitive

      کسی را محکم بستن

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      The police pinioned the thief.

      پلیس دزد را محکم بست.

      He pinioned her tightly, not allowing her to escape.

      او را محکم بست و به او اجازه‌ی فرار نداد.

      noun countable

      چرخ‌دنده‌ی جناغی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The clock's movement was controlled by the rotation of the pinion.

      حرکت ساعت با چرخش چرخ‌دنده‌ی جناغی کنترل می‌شد.

      The pinion on the bicycle's pedals helped to propel the rider forward.

      چرخ‌دنده‌ی جناغی روی پدال‌های دوچرخه به جلو راندن راکب کمک کرد.

      noun countable

      جانورشناسی بال، جناح

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The bird's pinions were a beautiful shade of blue.

      بال‌های پرنده سایه‌ی زیبایی از آبی داشت.

      The falcon's pinions enabled it to fly swiftly and gracefully.

      بال‌های شاهین به آن این امکان را می‌داد که سریع و زیبا پرواز کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pinion

      1. verb bind the arms of
        Synonyms:
        bind confine shackle fetter
      1. noun wing of a bird
        Synonyms:
        wing feather quill flight-feather quill feather pennon pin feather

      سوال‌های رایج pinion

      گذشته‌ی ساده pinion چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pinion در زبان انگلیسی pinioned است.

      وجه وصفی حال pinion چی میشه؟

      وجه وصفی حال pinion در زبان انگلیسی pinioning است.

      سوم‌شخص مفرد pinion چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pinion در زبان انگلیسی pinions است.

      ارجاع به لغت pinion

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pinion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pinion

      لغات نزدیک pinion

      • - pinheaded
      • - pinhole
      • - pinion
      • - pinite
      • - pink
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.