آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Means

miːnz miːnz

معنی means | جمله با means

noun plural B2

وسیله، راه، شیوه، روش، طریق

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی واژگان کاربردی سطح فوق متوسط

مشاهده

They use various means to keep prices down.

آن‌ها برای پایین نگه داشتن قیمت‌ها از روش‌های گوناگون استفاده می‌کنند.

by political means

از طرق سیاسی

نمونه‌جمله‌های بیشتر

the fastest means of travel

تندترین وسیله‌ی سفر

Do it by any means.

هرجوری که شده این کار را بکن.

means of transportation

وسایط نقلیه، ترابرگان

noun plural

منابع (طبیعی یا اقتصادی و غیره)، ثروت، مکنت، دارایی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

a person of means

آدم ثروتمند

Do you have the means to support your family?

آیا استطاعت (توانایی) خرجی دادن به زن و بچه‌ات را داری؟

نمونه‌جمله‌های بیشتر

They don't have to work; they have private means.

آن‌ها از خودشان درآمد دارند و نیازی به کار کردن ندارند.

by means of repetition

از طریق تکرار

We travelled by means of cars and trains.

ما با اتومبیل و ترن سفر کردیم.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد means

Collocations

by all means

حتماً، البته، مسلماً، هرجور که شده، از هر طریق

means to an end

روش رسیدن به هدف مطلوب

Idioms

by no means

به‌هیچ‌وجه، اصلاً، ابداً

to live beyond one's means

بیش از درآمد خود خرج کردن

ارجاع به لغت means

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «means» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/means

لغات نزدیک means

پیشنهاد بهبود معانی