ریاضی عدد کم، معدود، اندک، قلت، کمی، کمیابی، ندرت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Due to the paucity of available ingredients, I had to improvise quite a bit with dinner tonight.
به دلیل کمی مواد اولیهی موجود، مجبور شدم امشب برای شام بداههپردازی زیادی کنم.
Despite the increasing global population, a significant paucity of arable land remains a critical challenge for sustainable food production.
با وجود افزایش جمعیت جهانی، کمیابی قابل توجه زمینهای قابل کشت همچنان یک چالش اساسی برای تولید پایدار مواد غذایی است.
Their enthusiasm compensated for the paucity of their numbers.
اشتیاق آنان کمی تعداد آنها را جبران میکرد.
The paucity of sunny days this summer has really affected my mood.
کمی روزهای آفتابی این تابستان واقعاً بر روحیهی من تاثیر گذاشته است.
the paucity of really good teachers
تعداد کم معلمهای واقعاً خوب
The speaker discussed how the paucity of empirical data often hinders the development of comprehensive theories in certain scientific disciplines.
سخنران توضیح داد که چگونه کمیابی دادههای تجربی اغلب مانع توسعه نظریههای جامع در برخی رشتههای علمی میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «paucity» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/paucity