آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳ آذر ۱۴۰۴

    Monday

    ˈmʌndeɪ ˈmʌndeɪ

    معنی Monday | جمله با Monday

    noun A1

    تقویم دوشنبه (سومین روز هفته در گاه‌شماری خورشیدی و اولین روز هفته در تقویم میلادی به جز در کشورهای ایالات متحده‌ی آمریکا و کانادا و ژاپن)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی تقویم

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    I hate Mondays because I have to wake up early for work.

    از دوشنبه‌ها متنفرم چون برای رفتن به سر کار باید زود بیدار شوم.

    I have a doctor's appointment on Monday.

    دوشنبه وقت دکتر دارم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Monday is the start of the work week and the end of the weekend.

    دوشنبه شروع هفته‌ی کاری و پایان تعطیلات آخر هفته است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج Monday

    معنی Monday به فارسی چی می‌شه؟

    کلمهٔ Monday در زبان فارسی به «دوشنبه» ترجمه می‌شود.

    دوشنبه دومین روز هفته در بسیاری از تقویم‌های رسمی و اداری است و پس از یکشنبه قرار می‌گیرد. این روز در بیشتر فرهنگ‌ها به عنوان شروع رسمی فعالیت‌های کاری و تحصیلی شناخته می‌شود و معمولاً نمادی از بازگشت به روال عادی پس از تعطیلات آخر هفته به شمار می‌رود. اهمیت دوشنبه در برنامه‌ریزی‌های هفتگی و زندگی روزمره بسیار برجسته است.

    از منظر تاریخی و فرهنگی، نام «دوشنبه» برگرفته از ترکیب واژه‌های «دو» و «شنبه» است که نشان‌دهنده جایگاه آن به عنوان روز دوم هفته است. در بسیاری از زبان‌ها، نام این روز ریشه در اساطیر و نجوم دارد؛ برای مثال، در زبان انگلیسی، Monday به معنی «روز ماه» است که به سیارهٔ ماه اختصاص دارد. این ریشه‌ها بیانگر ارتباط قدیمی انسان‌ها با چرخه‌های طبیعی و آسمانی بوده و تأثیر عمیقی بر نام‌گذاری روزهای هفته داشته‌اند.

    در زندگی روزمره، دوشنبه اغلب با احساس بازگشت به کار، مسئولیت‌ها و فعالیت‌های روزانه همراه است. برای بسیاری از افراد، این روز شروع برنامه‌های جدید، تعیین اهداف کاری و تنظیم مجدد روند هفته است. به همین دلیل، دوشنبه می‌تواند هم به عنوان فرصتی برای شروع تازه و هم به عنوان روزی استرس‌زا و پرچالش دیده شود. برخی اصطلاحات و عبارات رایج در زبان‌های مختلف، از جمله «دوشنبهٔ ناخوشایند» یا «Monday blues»، این دوگانگی را منعکس می‌کنند.

    در حوزهٔ اقتصادی و تجاری، دوشنبه نقش مهمی در بازارها و کسب‌وکارها دارد. بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی، معاملات بازار بورس و برنامه‌ریزی‌های شرکت‌ها در این روز آغاز می‌شود. این شروع تازه برای هفته کاری باعث می‌شود که دوشنبه به‌عنوان نقطهٔ عطفی برای سنجش پیشرفت و برنامه‌ریزی استراتژیک مورد توجه قرار گیرد. همچنین، در تقویم‌های اداری و آموزشی، شروع کلاس‌ها و جلسات کاری معمولاً از دوشنبه است.

    از نظر اجتماعی، دوشنبه فرصتی برای بازگشت به جمع‌های کاری و آموزشی پس از استراحت آخر هفته است. این روز همچنین به عنوان زمانی برای سازمان‌دهی فعالیت‌های گروهی، هماهنگی برنامه‌ها و آغاز پروژه‌های جدید محسوب می‌شود. فرهنگ‌های مختلف ممکن است در اهمیت و نحوهٔ نگاه به دوشنبه تفاوت‌هایی داشته باشند، اما به‌طور کلی این روز به عنوان یک شروع رسمی و نمادین در زندگی هفتگی نقش دارد.

    ارجاع به لغت Monday

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «Monday» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/monday

    لغات نزدیک Monday

    • - monazite
    • - mönchen-gladbach
    • - Monday
    • - monday morning quarterback
    • - mondays
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.