آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴

      Insufficiency

      American: ˌɪnsəˈfɪʃnsi British: ˌɪnsəˈfɪʃnsi

      معنی insufficiency | جمله با insufficiency

      noun

      ( insufficience ) عدم تکافو، کمی، نارسایی، نابسندگی، عدم کفایت، ناتوانی، عجز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      due to an insufficiency of funds

      به خاطر نابسندگی وجوه (بودجه)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد insufficiency

      1. noun the condition or fact of being deficient
        Synonyms:
        lack deficiency shortage inadequacy deficit defect scarcity poverty shortfall dearth scantiness scantness paucity inability shortcoming underage incompetency
        Antonyms:
        sufficiency
      1. adjective
        Synonyms:
        insufficient incomplete deficient

      سوال‌های رایج insufficiency

      معنی insufficiency به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «insufficiency» در زبان فارسی به «کمبود» یا «ناکافی بودن» ترجمه می‌شود.

      «کمبود» به وضعیتی اشاره دارد که در آن میزان یک چیز، مانند منابع، توانایی‌ها، مواد مغذی یا امکانات، برای تأمین نیازها یا انجام وظایف کافی نیست. این مفهوم می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مطرح شود؛ از سلامتی و تغذیه گرفته تا منابع مالی، مهارت‌ها و زیرساخت‌ها. شناخت و بررسی insufficiency کمک می‌کند تا نقاط ضعف شناسایی شده و اقدامات اصلاحی برای جبران آن‌ها انجام شود.

      در حوزه‌ی سلامت، کمبود مواد مغذی یا ویتامین‌ها نمونه‌ای از insufficiency است که تأثیر مستقیمی بر عملکرد بدن دارد. برای مثال، کمبود آهن می‌تواند منجر به کم‌خونی و ضعف بدنی شود و کمبود ویتامین D بر سلامت استخوان‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. تشخیص به موقع این کمبودها و رفع آن‌ها از طریق تغذیه مناسب یا مکمل‌ها، سلامت فرد را بهبود می‌بخشد و خطر بیماری‌ها را کاهش می‌دهد.

      در زمینه‌ی منابع و امکانات، insufficiency می‌تواند به محدودیت‌های مالی، کمبود نیروی انسانی یا ناکافی بودن تجهیزات اشاره داشته باشد. چنین کمبودهایی می‌توانند مانع از اجرای پروژه‌ها، ارائه خدمات بهینه یا دستیابی به اهداف شوند. مدیریت صحیح و برنامه‌ریزی مناسب برای جبران این کمبودها، بهره‌وری و کارایی سیستم‌ها را افزایش می‌دهد و از توقف فعالیت‌ها جلوگیری می‌کند.

      از منظر روانی و آموزشی نیز insufficiency معنای مهمی دارد. احساس کمبود مهارت، دانش یا فرصت می‌تواند انگیزه‌ی افراد را کاهش دهد و مانع رشد و پیشرفت آن‌ها شود. بنابراین، شناسایی این کمبودها و ایجاد برنامه‌های آموزشی، حمایت روانی و توسعه فردی، به افراد کمک می‌کند تا ظرفیت‌های خود را افزایش دهند و شکاف‌های موجود را پر کنند.

      مفهوم «کمبود» یادآور این است که شناسایی نقاط ضعف و ناکافی بودن منابع، توانایی‌ها یا اطلاعات، گامی ضروری برای بهبود و توسعه است. رفع insufficiency، چه در سطح فردی و چه در سطح سازمانی، باعث افزایش کارایی، سلامت و کیفیت زندگی می‌شود و راه را برای موفقیت‌های پایدار هموار می‌کند.

      ارجاع به لغت insufficiency

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «insufficiency» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/insufficiency

      لغات نزدیک insufficiency

      • - insufferably
      • - insufficience
      • - insufficiency
      • - insufficient
      • - insufficiently
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.