آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۴

    Insufficient

    ˌɪnsəˈfɪʃnt ˌɪnsəˈfɪʃnt

    صفت تفضیلی:

    more insufficient

    صفت عالی:

    most insufficient

    معنی insufficient | جمله با insufficient

    adjective C1

    ناکافی، نارسا، نابسنده، ضعیف، ناکارآمد

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    His explanation was insufficient to convince me.

    توضیح او برای قانع کردن من ناکافی بود.

    The amount of food provided for the party was insufficient, leaving many guests hungry.

    مقدار غذای تهیه‌شده برای میهمانی کافی نبود و بسیاری از مهمانان گرسنه ماندند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    insufficient evidence

    شواهد و ادله‌ی ضعیف

    This amount is insufficient.

    این مبلغ کافی نیست.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد insufficient

    1. adjective not enough; lacking
      Synonyms:
      deficient inadequate short wanting lacking poor incomplete scarce minus imperfect faulty thin drained empty destitute devoid bereft incapable unqualified incompetent unsatisfactory failing unfitted be short of something shy meager scant rare infrequent dry out of too little too late incommensurate unample unfinished
      Antonyms:
      enough adequate sufficient ample

    سوال‌های رایج insufficient

    صفت تفضیلی insufficient چی میشه؟

    صفت تفضیلی insufficient در زبان انگلیسی more insufficient است.

    صفت عالی insufficient چی میشه؟

    صفت عالی insufficient در زبان انگلیسی most insufficient است.

    معنی insufficient به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «insufficient» در زبان فارسی به «ناکافی» یا «غیرکافی» ترجمه می‌شود.

    این واژه در زبان انگلیسی برای بیان حالتی به کار می‌رود که در آن مقدار، کیفیت یا میزان چیزی کمتر از حد موردنیاز یا انتظار است. وقتی چیزی را «insufficient» می‌نامیم، در واقع تأکید می‌کنیم که آن مورد پاسخ‌گوی شرایط، اهداف یا نیازهای موجود نیست. به همین دلیل، این واژه بیشتر در موقعیت‌های رسمی، علمی، حقوقی یا مدیریتی دیده می‌شود، جایی که ارزیابی کمیت یا کیفیت اهمیت ویژه‌ای دارد.

    کاربرد «insufficient» را می‌توان در بسیاری از حوزه‌ها مشاهده کرد. در علوم پزشکی، وقتی منابع بدن مانند ویتامین یا خون ناکافی باشد، از این واژه برای توصیف وضعیت بیمار استفاده می‌شود. در زمینه‌ی اقتصادی، ممکن است منابع مالی یک پروژه «insufficient» توصیف شوند، یعنی سرمایه‌ی موجود توانایی پشتیبانی کامل از برنامه‌ی پیش‌بینی‌شده را ندارد. حتی در زبان روزمره نیز وقتی زمان، انرژی یا توجه کافی برای انجام کاری در اختیار نداریم، می‌توانیم از این واژه بهره ببریم.

    از نظر بار معنایی، «insufficient» اغلب حالتی منفی را منتقل می‌کند. این واژه نشان‌دهنده‌ی یک نقص یا کمبود است که باید به نحوی جبران شود. برای مثال، وقتی یک گزارش «insufficient evidence» (مدرک ناکافی) را نشان می‌دهد، یعنی داده‌های موجود برای اثبات یا رد یک ادعا کفایت نمی‌کنند. این مفهوم، علاوه‌بر تأکید بر کمبود، نوعی هشدار هم در خود دارد که بیانگر لزوم بهبود شرایط یا افزودن منابع است.

    از دیدگاه زبان‌شناسی، «insufficient» در دسته‌ی صفت‌ها قرار می‌گیرد و معمولاً پیش از اسم به کار می‌رود. ترکیب‌هایی مانند «insufficient funds»، «insufficient information» یا «insufficient preparation» نمونه‌های رایجی از کاربرد این واژه هستند. همین تنوع در ترکیب‌ها نشان می‌دهد که این واژه انعطاف‌پذیری بالایی دارد و می‌تواند به جنبه‌های مختلفی از زندگی فردی، اجتماعی و علمی اشاره کند.

    «insufficient» واژه‌ای است که به‌خوبی نقش هشداردهنده و توصیفی را هم‌زمان ایفا می‌کند. این کلمه به ما یادآوری می‌کند که برای رسیدن به اهداف، تنها داشتن منابع یا شرایط کافی نیست، بلکه میزان و کیفیت آن‌ها باید در حد مطلوب باشد. هر جا که سخن از کمبود، نارسایی یا نبود کفایت به میان بیاید، «insufficient» بهترین واژه برای انتقال دقیق این معناست.

    ارجاع به لغت insufficient

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «insufficient» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/insufficient

    لغات نزدیک insufficient

    • - insufficience
    • - insufficiency
    • - insufficient
    • - insufficiently
    • - insufflate
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    homesickness baby fan start up cope with something or someone generate breadline break away eternality break in barrier crucial role box up borosilicate blurry شیوه صاحب‌مغازه صحرا صحیح صدا صددرصد صدمه زدن صفحه صلابت صمیمی صندلی بازی ضد ضعف کردن موقع موی‌تای
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.