آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Empty

      ˈempti ˈempti

      گذشته‌ی ساده:

      emptied

      شکل سوم:

      emptied

      سوم‌شخص مفرد:

      empties

      وجه وصفی حال:

      emptying

      صفت تفضیلی:

      emptier

      صفت عالی:

      emptiest

      معنی empty | جمله با empty

      adjective A2

      تهی، خالی، پوچ

      an empty pocket

      جیب خالی

      My glass is empty.

      لیوان من خالی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an empty chair

      صندلی خالی

      adjective

      خالی از سکنه، خلوت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The room became empty of people.

      اتاق از مردم خالی شد.

      an empty room

      اتاقی که کسی در آن نیست

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an empty city

      شهر عاری از سکنه

      adjective

      گود، توخالی، پوک

      adjective

      گرسنه

      The children were quite empty by suppertime.

      هنگام شام بچه‌ها بسیار گرسنه بودند.

      adjective

      بیهوده، بیخود، بی‌فایده

      empty pleasures

      لذایذ پوچ

      empty promises

      قول‌های توخالی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Without you, life will be empty indeed.

      بی‌تو راستی زندگی بی‌معنی خواهد بود.

      verb - transitive

      خالی کردن، تهی کردن، بیرون ریختن، ریختن

      to empty a box

      جعبه‌ای را خالی کردن

      He emptied his pockets in front of us.

      جلو چشم ما جیب های خود را خالی کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She emptied the bottle into the glasses.

      او (محتوای) بطری را در لیوانها خالی کرد.

      No garbage may be emptied on highways.

      آشغال‌ها را در جاده‌ها خالی نکنید.

      verb - intransitive

      خالی شدن، تهی شدن

      noun countable

      بطری خالی، قوطی خالی

      (after drinking your coca cola) drop the empties in this bucket.

      (پس از نوشیدن کوکاکولا) بطری‌های خالی را در این سطل بریزید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد empty

      1. adjective containing nothing
        Synonyms:
        vacant bare void clear blank unoccupied hollow lacking devoid deserted desolate exhausted depleted abandoned unfilled vacated uninhabited dry barren waste destitute wanting dead full forsaken stark unfurnished deflated despoiled godforsaken vacuous
        Antonyms:
        full filled complete entire replete satisfied sated
      1. adjective fruitless, ineffective
        Synonyms:
        ineffective futile vain worthless idle hollow trivial meaningless purposeless senseless aimless frivolous unsatisfactory inane silly unintelligent dumb vacuous flat cheap banal insipid expressionless inexpressive deadpan unreal dishonest insincere barren devoid dead paltry valueless unsubstantial nugatory fatuous vapid jejune otiose petty ineffectual
        Antonyms:
        effective fruitful sufficient productive abundant copious
      1. adjective hungry
        Synonyms:
        starving unfed ravenous famished unfilled
        Antonyms:
        full filled satisfied sated
      1. verb remove contents
        Synonyms:
        drain discharge expel release unload void exhaust clear remove vacate consume use up purge eject dump gut tap drink decant deplete pour out ebb flow out run out rush out disgorge leak escape evacuate leave make void unburden
        Antonyms:
        fill

      Collocations

      empty morpheme

      (زبان‌شناسی) تکواژ تهی

      empty of

      خالی از، تهی از، بدون، بی

      empty set

      (ریاضی) مجموعه‌ی تهی

      Idioms

      on an empty stomach

      با معده‌ی خالی

      سوال‌های رایج empty

      گذشته‌ی ساده empty چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده empty در زبان انگلیسی emptied است.

      شکل سوم empty چی میشه؟

      شکل سوم empty در زبان انگلیسی emptied است.

      وجه وصفی حال empty چی میشه؟

      وجه وصفی حال empty در زبان انگلیسی emptying است.

      سوم‌شخص مفرد empty چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد empty در زبان انگلیسی empties است.

      صفت تفضیلی empty چی میشه؟

      صفت تفضیلی empty در زبان انگلیسی emptier است.

      صفت عالی empty چی میشه؟

      صفت عالی empty در زبان انگلیسی emptiest است.

      ارجاع به لغت empty

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «empty» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/empty

      لغات نزدیک empty

      • - emptily
      • - emptiness
      • - empty
      • - empty medium
      • - empty morpheme
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.