Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ شهریور ۱۴۰۴

      Cuticle

      ˈkjuːtɪkl ˈkjuːtɪkl

      معنی cuticle | جمله با cuticle

      noun countable

      کالبدشناسی پوستک، کوتیکول (قسمت سفیدرنگ در ابتدای رویش ناخن‌ها)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالبدشناسی

      مشاهده

      I accidentally cut my cuticle while trimming my nails.

      هنگام کوتاه کردن ناخن‌ها به طور تصادفی پوستکم را بریدم.

      The cuticle on my nails is starting to peel.

      کوتیکول روی ناخن‌هایم دارد کنده می‌شود.

      noun countable

      کالبدشناسی کوتیکول (بیرونی‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین لایه‌ی ساقه‌ی مو)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The cuticle of my hair is thin and prone to damage.

      کوتیکول موهای من نازک و مستعد آسیب است.

      The cuticle plays a crucial role in maintaining the health of the hair.

      کوتیکول نقش مهمی در حفظ سلامت مو دارد.

      noun countable

      جانورشناسی پوشش شاخی، کوتیکول

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The insect's cuticle acted as a protective barrier against predators.

      پوشش شاخی این حشره به عنوان یک سد محافظ در برابر شکارچیان عمل می‌کرد.

      The cuticle of the beetle was hard and resistant to damage.

      کوتیکول سوسک سخت و مقاوم در برابر آسیب بود.

      noun countable

      زیست‌شناسی کوتیکول (غشای محافظی که اپیدرم برگ و شاخه‌های جوان و دیگر اندام‌های گیاه که فاقد پوست بیرونی هستند می‌پوشاند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      The cuticle on the leaves of the plant helps prevent excess water loss.

      کوتیکول روی برگ‌های گیاه به جلوگیری از از دست دادن آب اضافی کمک می‌کند.

      The cuticle on the stem of the flower protects it from pathogens.

      کوتیکول روی ساقه‌ی گل از آن در برابر عوامل بیماری‌زا محافظت می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cuticle

      1. noun hard outer covering or case of certain organisms such as arthropods and turtles
        Synonyms:
        shell shield carapace integument epidermis dermis

      سوال‌های رایج cuticle

      معنی cuticle به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «cuticle» در زبان فارسی به «کوتیکول» یا «پوستک ناخن» ترجمه می‌شود.

      کوتیکول لایه‌ی نازک و محافظی است که در پایه‌ی ناخن قرار دارد و نقش مهمی در حفاظت از ناخن و بافت‌های اطراف آن ایفا می‌کند. این لایه به‌عنوان یک مانع طبیعی عمل می‌کند و از ورود باکتری‌ها، قارچ‌ها و دیگر عوامل عفونی به داخل ریشه‌ی ناخن جلوگیری می‌کند. سلامت کوتیکول، به‌طور مستقیم با سلامت کلی ناخن و جلوگیری از آسیب‌های احتمالی ارتباط دارد.

      در مراقبت‌های زیبایی و بهداشتی، کوتیکول نقش مهمی ایفا می‌کند. در مانیکور و پدیکور، اغلب کوتیکول‌ها به آرامی عقب زده یا تمیز می‌شوند تا ناخن ظاهری مرتب و سالم پیدا کند، بدون اینکه به لایه‌ی محافظ آن آسیب وارد شود. استفاده از روغن‌ها و کرم‌های مرطوب‌کننده برای کوتیکول می‌تواند از خشک شدن و ترک‌خوردگی آن جلوگیری کند و به رشد ناخن‌های سالم کمک نماید.

      از نظر پزشکی، مراقبت از کوتیکول اهمیت زیادی دارد، زیرا آسیب به این لایه می‌تواند باعث بروز التهاب، درد و حتی عفونت شود. بریدن یا دستکاری بیش از حد کوتیکول، به ویژه در افرادی که بهداشت ناخن را رعایت نمی‌کنند، می‌تواند محیطی مناسب برای رشد باکتری‌ها و ایجاد مشکلات پوستی فراهم کند. بنابراین، حفظ سلامت کوتیکول بخشی از مراقبت‌های بهداشتی روزانه است.

      کوتیکول نه تنها نقش محافظتی دارد، بلکه در ظاهر ناخن نیز تأثیرگذار است. کوتیکول سالم و نرم، باعث می‌شود ناخن‌ها صاف و زیبا به نظر برسند و رشد طبیعی آن‌ها بهبود یابد. برخی محصولات مراقبتی مخصوص کوتیکول، با ترکیبات مرطوب‌کننده و مغذی، به حفظ نرمی و سلامت این لایه کمک می‌کنند و استفاده منظم از آن‌ها توصیه می‌شود.

      «cuticle» یا کوتیکول، بخش کوچکی از بدن است اما اهمیت آن در سلامت ناخن و پوست اطراف آن غیرقابل چشم‌پوشی است. این لایه‌ی نازک، با حفاظت از بافت‌های حساس و نقش در زیبایی ناخن‌ها، جایگاه ویژه‌ای در مراقبت‌های بهداشتی و آرایشی دارد و توجه به آن می‌تواند از بسیاری از مشکلات ناخن جلوگیری کند.

      ارجاع به لغت cuticle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cuticle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cuticle

      لغات نزدیک cuticle

      • - cutey
      • - cuthbert
      • - cuticle
      • - cuticula
      • - cuticular
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.