Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ آبان ۱۴۰۴

      Real

      reɪˈɑːl rɪəl reɪˈɑːl rɪəl

      شکل جمع:

      reals

      صفت تفضیلی:

      realer

      صفت عالی:

      realest

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت در حالت جمع: reais

      معنی real | جمله با real

      adjective A2

      حقیقی، واقعی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      What is her real name?

      اسم واقعی او چیست؟

      Her success is the result of hard work and real talent.

      موفقیت او نتیجه‌ی تلاش سخت و استعداد واقعی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a real story

      یک داستان واقعی

      We didn't think their threats were for real.

      فکر نمی‌کردیم تهدیدهای آن‌ها واقعی باشد.

      adjective A2

      واقعی، غیر‌مصنوعی، طبیعی، اصلی، حقیقی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      This bag is made of real leather, not synthetic.

      این کیف از چرم واقعی ساخته شده، نه مصنوعی.

      Only real antiques should be displayed in the museum.

      فقط اشیای عتیقه‌ی اصلی باید در موزه نمایش داده شوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a bouquet of real flowers

      یک دسته گل طبیعی

      adjective

      انگلیسی بریتانیایی طبیعی، سنتی (بدون استفاده از مواد مصنوعی)

      Farmers produce real cheese from their own cows.

      کشاورزان، پنیر طبیعی از گاوهای خود تولید می‌کنند.

      This restaurant serves real honey without any additives.

      این رستوران عسل طبیعی را بدون هیچ افزودنی‌ای سرو می‌کند.

      adjective B2

      اصلی، واقعی، مهم

      Identifying the real cause of the issue is the first step in solving it.

      شناسایی علت اصلی مشکل، اولین گام برای حل آن است.

      Understanding the language was the real challenge for the students.

      درک زبان، چالش مهمی برای دانش‌آموزان بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the real reason

      دلیل واقعی

      adjective B2

      واقعی، تمام‌عیار، کامل (برای تأکید بیشتر روی اسم)

      He gave a real performance that impressed the audience.

      او اجرایی کامل ارائه داد که مخاطبان را تحت‌تأثیر قرار داد.

      This book is a real masterpiece of modern literature.

      این کتاب، شاهکاری تمام‌عیار از ادبیات مدرن است.

      adverb informal

      انگلیسی آمریکایی بسیار، خیلی، واقعاً

      I am real happy to meet you.

      از ملاقات شما خیلی خوشحالم.

      I am real tired.

      بسیار خسته‌ام.

      noun countable

      اقتصاد رئال (واحد پول برزیل)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      He transferred 5,000 reals to his Brazilian bank account.

      او ۵,۰۰۰ رئال به حساب بانکی خود در برزیل منتقل کرد.

      The government announced a rise in the value of the real.

      دولت از افزایش ارزش رئال خبر داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد real

      1. adjective genuine in existence
        Synonyms:
        true actual genuine authentic valid sincere honest positive sound certain factual absolute material existing present firm right tangible sensible concrete palpable undoubted essential original stable valid bona fide irrefutable legitimate substantial de facto evident heartfelt physical bodily in the flesh live rightful solid unaffected undeniable unfeigned veritable corporal corporeal embodied incarnate indubitable intrinsic substantive
        Antonyms:
        false fake untrue dishonest imaginary invalid feigned

      Idioms

      for real

      واقعی، حقیقی، واقعاً، حقیقتاً

      the real thing (or the real mccoy)

      (شخص یا چیز) اصیل، واقعی

      لغات هم‌خانواده real

      noun
      realism, realist, reality, unreality, realization
      adjective
      real, unreal, realistic, realized
      verb - transitive
      realize
      adverb
      real, really, realistically

      سوال‌های رایج real

      صفت تفضیلی real چی میشه؟

      صفت تفضیلی real در زبان انگلیسی realer است.

      صفت عالی real چی میشه؟

      صفت عالی real در زبان انگلیسی realest است.

      ارجاع به لغت real

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «real» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/real

      لغات نزدیک real

      • - Reaganomics
      • - reagent
      • - real
      • - real estate
      • - real estate agent
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.