امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Fake

feɪk feɪk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    faked
  • شکل سوم:

    faked
  • سوم‌شخص مفرد:

    fakes
  • وجه وصفی حال:

    faking
  • شکل جمع:

    fakes
  • صفت تفضیلی:

    more fake
  • صفت عالی:

    most fake

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun countable C2
اثر تقلبی، چیز ساختگی، چیز بدلی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
noun countable
آدم متقلب، آدم حقه‌باز، دغل‌باز، شیاد، شارلاتان
adjective countable
(سند، تابلو) تقلبی، ساختگی، جعلی، بدلی، (انتخابات، مصاحبه) ساختگی، قلابی
verb - transitive countable
(سند) جعل کردن، ساختن، (تابلو) کپی کردن، (داستان) از خود درآوردن، ساختن، سرهم کردن، (انتخابات) تقلب کردن در، (عکس، ویدیو) مونتاژ کردن، ساختن
verb - intransitive countable
وانمود کردن، تظاهر کردن
- fake illness
- خود را به بیماری زدن، تمارض کردن
- fake death
- خود را به مردن زدن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد fake

  1. adjective false, imitation
    Synonyms:
    artificial sham phony counterfeit imitation pseudo bogus mock spurious affected fabricated forged simulated assumed pretended fictitious invented make-believe concocted reproduction
    Antonyms:
    true real genuine original truthful
  1. noun imposter, copy
    Synonyms:
    cheat fake imitation copy fraud trick sham hoax forgery scam actor pretender deception counterfeit imposture phony pseudo fabrication spoof plant bluffer put-on reproduction mountebank charlatan sleight make-believe flimflam gold brick four-flusher junque
    Antonyms:
    original reality
  1. verb pretend
    Synonyms:
    act sham feign simulate assume affect disguise bluff copy counterfeit put on put on an act forge dissimulate fabricate spoof

ارجاع به لغت fake

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fake» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fake

لغات نزدیک fake

پیشنهاد بهبود معانی