ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Charlatan

ˈʃɑːrlət̬n ˈʃɑːlətn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    charlatans

معنی و نمونه‌جمله

  • noun
    آدم حقه‌باز، شارلاتان، آدم زبان‌باز
    • - The charlatan who had presented himself as a physician was arrested.
    • - حقه‌بازی که خود را به‌عنوان پزشک جا زده بود، دستگیر شد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد charlatan

  1. noun swindler
    Synonyms: cheat, con, con artist, fake, fraud, imposter, mountebank, phony, pretender, quack, rip-off artist, sham

ارجاع به لغت charlatan

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «charlatan» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/charlatan

لغات نزدیک charlatan

پیشنهاد بهبود معانی