آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ آذر ۱۴۰۴

      Con

      kɑːn kɒn

      گذشته‌ی ساده:

      conned

      شکل سوم:

      conned

      سوم‌شخص مفرد:

      cons

      وجه وصفی حال:

      conning

      شکل جمع:

      cons

      معنی con | جمله با con

      noun countable informal

      عیب، نقطه‌ضعف، جنبه‌ی منفی، ایراد، اشکال

      The cons outnumbered the pros.

      تعداد جنبه‌های منفی از جنبه‌های مثبت بیشتر بود.

      One major con of online shopping is that you can’t try things on.

      یکی از نقاط ضعف خرید اینترنتی این است که نمی‌توانی لباس را امتحان کنی.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to argue a matter pro and cons

      درباره‌ی جنبه‌های مثبت و منفی موضوعی بحث کردن

      verb - transitive informal

      سر کسی کلاه گذاشتن، گول زدن، فریب دادن، اغفال کردن، کلاهبرداری کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      He was conned into buying the Brooklyn bridge.

      با حیله و نیرنگ پل بروکلین را به او فروختند.

      They conned elderly people by pretending to be bank officials.

      آن‌ها با وانمود کردن به اینکه کارمند بانک هستند، از افراد مسن کلاه‌برداری کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don’t let them con you into signing something you don’t understand.

      نگذار آن‌ها تو را گول بزنند تا چیزی را امضا کنی که نمی‌فهمی.

      noun countable informal

      کلاهبرداری، فریب، نیرنگ، حیله، حقه، کلک، شیادی

      He warned his friends about the con.

      او به دوستانش درباره‌ی آن کلاهبرداری هشدار داد.

      She ran a clever con on the tourists.

      او کلک زیرکانه‌ای برای توریست‌ها پیاده کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a con man

      آدم شیاد

      noun countable informal

      گردهمایی، همایش، اجتماع (برای جمع شدن طرفداران فیلم یا سریال در کنار هم)

      شکل کامل: convention

      Have you ever been to a sci-fi con?

      تا حالا به همایش علمی‌تخیلی رفته‌ای؟

      She wore a detailed cosplay outfit to the comic con.

      او لباس کاسپلی دقیقی برای گردهمایی کمیک پوشیده بود.

      noun slang countable

      محکوم، زندانی، مجرم

      شکل کامل: convict

      He spent ten years as a con before being released.

      او ده سال را به‌عنوان محکوم در زندان گذراند تا آزاد شد.

      The cons were transferred to another facility.

      زندانیان به مرکز دیگری منتقل شدند.

      prefix

      (-con) با و باهم

      The students congregated outside the university gate.

      دانشجویان، بیرون دروازه‌ی دانشگاه گرد آمدند.

      A consortium of banks funded the project.

      کنسرسیومی از بانک‌ها این پروژه را تأمین مالی کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They were arrested for conspiracy to commit fraud.

      آن‌ها به‌خاطر توطئه برای ارتکاب کلاهبرداری دستگیر شدند.

      abbreviation adjective

      انگلیسی بریتانیایی (.Con) محافظه‌کار

      شکل کامل: Conservative

      He's been a loyal Con. supporter for decades.

      او دهه‌هاست که حامی حزب محافظه‌کار است.

      The Con. party has a long history in British politics.

      حزب محافظه‌کار سابقه‌ی طولانی در سیاست بریتانیا دارد.

      prefix

      (-con) رجوع شود به: com- (پیش از v,s,q,n,j,g,d,c و گاهی f می‌آید) [confrere]

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد con

      1. noun trick
        Synonyms:
        cheat deception fraud swindle bluff dupe double-cross take in crime mockery graft gold brick
        Antonyms:
        honesty truthfulness
      1. verb deceive, defraud
        Synonyms:
        cheat trick deceive fool mislead rip off swindle dupe hoodwink coax defraud double-cross bamboozle bilk wheedle cajole inveigle flimflam humbug chicane rook sweet-talk hornswoggle
        Antonyms:
        be honest be forthright

      سوال‌های رایج con

      گذشته‌ی ساده con چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده con در زبان انگلیسی conned است.

      شکل سوم con چی میشه؟

      شکل سوم con در زبان انگلیسی conned است.

      شکل جمع con چی میشه؟

      شکل جمع con در زبان انگلیسی cons است.

      وجه وصفی حال con چی میشه؟

      وجه وصفی حال con در زبان انگلیسی conning است.

      سوم‌شخص مفرد con چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد con در زبان انگلیسی cons است.

      ارجاع به لغت con

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «con» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/con

      لغات نزدیک con

      • - comte
      • - comus
      • - con
      • - con amore
      • - con brio
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.