آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ شهریور ۱۴۰۴

      Encamp

      ɪnˈkæmp ɪnˈkæmp

      معنی encamp

      adverb

      اردو زدن، چادر زدن، خیمه برپا کردن، منزل دادن

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد encamp

      1. verb live in or as if in a tent
        Synonyms:
        camp tent quarter bivouac billet settle camp-out

      سوال‌های رایج encamp

      معنی encamp به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «encamp» در زبان فارسی به «اردو زدن» یا «کمپ زدن» ترجمه می‌شود.

      این واژه به معنای برپا کردن یک اردوگاه موقت یا استقرار موقت در یک مکان مشخص است و معمولاً برای توصیف فعالیت‌هایی به کار می‌رود که شامل اقامت موقت در فضای باز با تجهیزات ساده مانند چادر، آتش‌دان یا سایر وسایل اولیه می‌شوند. «Encamp» در حوزه‌های طبیعت‌گردی، گردشگری، آموزش‌های نظامی و اردوهای گروهی کاربرد فراوان دارد و نشان‌دهنده‌ی توانایی سازمان‌دهی و زندگی موقت در محیط‌های غیرساکن است.

      از منظر تاریخی و نظامی، «encamp» به معنی استقرار موقت نیروها یا لشکرها در یک منطقه مشخص بوده است. ارتش‌ها در طول تاریخ برای استراحت، آماده‌سازی یا برنامه‌ریزی عملیات، اردوگاه‌هایی برپا می‌کردند. انتخاب مکان مناسب، محافظت از نیروها و تأمین منابع اولیه از جمله نکات مهم در این اردوها بوده است. این کاربرد تاریخی به تدریج به شکل نمادین در ادبیات و خاطرات سفرها و ماجراجویی‌ها نیز وارد شده و مفهوم کلی برپایی اردو را تثبیت کرده است.

      در حوزه‌ی گردشگری و فعالیت‌های خارج از خانه، «encamp» به معنای اردو زدن در طبیعت و اقامت موقت در فضاهای باز است. کوهنوردان، طبیعت‌گردان و گروه‌های آموزشی اغلب برای تجربه‌ی نزدیک به طبیعت و افزایش مهارت‌های بقا، در مکان‌های مشخص اردو می‌زنند. این فعالیت علاوه بر تفریح و سرگرمی، به افراد کمک می‌کند که مهارت‌های سازمان‌دهی، کار گروهی، مدیریت منابع محدود و هماهنگی با طبیعت را تقویت کنند.

      از نظر روان‌شناختی، اردو زدن و فعالیت‌های مرتبط با «encamp» تجربه‌ای آموزشی و رشددهنده محسوب می‌شوند. زندگی موقت در محیط باز، مواجهه با چالش‌ها و شرایط غیرمعمول، موجب تقویت اعتمادبه‌نفس، خوداتکایی و خلاقیت فرد می‌شود. افراد در این شرایط می‌آموزند که چگونه با محدودیت‌ها کنار بیایند و راه‌حل‌های عملی برای مشکلات روزمره پیدا کنند. همچنین، تجربه‌ی زندگی گروهی در اردوگاه باعث تقویت مهارت‌های اجتماعی و همکاری میان افراد می‌شود.

      از جنبه‌ی فرهنگی و اجتماعی، «encamp» نقش مهمی در شکل‌دهی خاطرات جمعی و تجربیات مشترک دارد. اردوهای گروهی، اعم از آموزشی، تفریحی یا مذهبی، فضایی برای تعامل، یادگیری و ایجاد پیوندهای انسانی فراهم می‌کنند. تصاویر و داستان‌های مربوط به اردو زدن در خاطرات شخصی یا آثار ادبی و سینمایی، همواره با حس ماجراجویی، همبستگی و نزدیکی با طبیعت همراه است. به همین دلیل، «encamp» نه تنها یک فعالیت موقتی فیزیکی، بلکه یک تجربه‌ی کامل اجتماعی، آموزشی و شخصیتی محسوب می‌شود.

      ارجاع به لغت encamp

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «encamp» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/encamp

      لغات نزدیک encamp

      • - encaenia
      • - encage
      • - encamp
      • - encampment
      • - encapsulate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.