آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ تیر ۱۴۰۴

      Billet

      ˈbɪlɪt ˈbɪlɪt

      گذشته‌ی ساده:

      billetted

      شکل سوم:

      billetted

      سوم‌شخص مفرد:

      billets

      وجه وصفی حال:

      billetting

      شکل جمع:

      billets

      معنی billet | جمله با billet

      noun countable

      جای خواب، اقامتگاه، محل استقرار، اتراقگاه (برای سربازان به‌صورت موقت)

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      His billet was next to the ship's engine room.

      جای خواب او مجاور موتورخانه‌ی کشتی بود.

      The billet was cold and overcrowded, but at least it was dry.

      اقامتگاه سرد و شلوغ بود، ولی دست‌کم خشک بود.

      noun countable

      یادداشت کوتاه، نامه‌ی مختصر، پیام کوتاه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      He scribbled a quick billet and left it on her desk.

      یادداشت مختصری نوشت و روی میزش گذاشت.

      A billet arrived, summoning him to headquarters.

      نامه‌ای رسید که او را به ستاد فرماندهی فرا می‌خواند.

      noun countable

      سمت، شغل، پست، منصب

      He’s not happy with his current billet and wants a transfer.

      او از موقعیت شغلی فعلی‌اش راضی نیست و درخواست انتقال داده است.

      After the war, he was offered a comfortable billet in the foreign service.

      پس‌از جنگ، پستی راحت در خدمات خارجی به او پیشنهاد شد.

      noun countable

      کُنده‌ی چوب، هیزم

      They split the billets with an axe for kindling.

      آن‌ها کنده‌های چوب را با تبر برای درست کردن آتش خرد کردند.

      He threw another billet on the fire to keep it burning.

      او هیزمی دیگر در آتش انداخت تا شعله را زنده نگه دارد.

      noun countable

      شمش فلزی

      The billet had to cool for several hours after casting.

      شمش بعداز ریخته‌گری باید چند ساعت خنک می‌شد.

      The steel factory produces thousands of billets every day.

      کارخانه‌ی فولاد هر روز هزاران شمش تولید می‌کند.

      verb - transitive

      اسکان دادن، جای دادن، مستقر کردن (معمولاً برای سربازان)

      After arriving in the city, the troops were billeted for a week before deployment.

      پس‌از رسیدن به شهر، نیروها برای یک هفته پیش‌از اعزام اسکان یافتند.

      During the war, officers were often billeted in private homes.

      درطول جنگ، افسران اغلب در خانه‌های شخصی مستقر می‌شدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد billet

      1. noun a post of employment
        Synonyms:
        job position place office appointment situation post berth spot gig note ticket line order pass notice document letter short letter requisition ballot pollack enroll bearing quarter quarters residence house dwelling lodge hut harbor camp canton bar slot loop log firewood slab strip
      1. verb to provide with often temporary lodging
        Synonyms:
        house accommodate lodge quarter bed room board put up harbor berth bunk domicile bestow canton

      سوال‌های رایج billet

      گذشته‌ی ساده billet چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده billet در زبان انگلیسی billetted است.

      شکل سوم billet چی میشه؟

      شکل سوم billet در زبان انگلیسی billetted است.

      شکل جمع billet چی میشه؟

      شکل جمع billet در زبان انگلیسی billets است.

      وجه وصفی حال billet چی میشه؟

      وجه وصفی حال billet در زبان انگلیسی billetting است.

      سوم‌شخص مفرد billet چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد billet در زبان انگلیسی billets است.

      ارجاع به لغت billet

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «billet» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/billet

      لغات نزدیک billet

      • - billed
      • - biller
      • - billet
      • - billet-doux
      • - billfish
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.