آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Appointment

      əˈpɔɪntmənt əˈpɔɪntmənt

      شکل جمع:

      appointments

      معنی appointment | جمله با appointment

      noun countable A2

      قرار ملاقات، وعده ملاقات

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      to make an appointment

      وقت ملاقات تعیین کردن

      by appointment only

      فقط با قرار قبلی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I have an appointment tonight.

      امشب با کسی وعده دارم.

      My appointment is at five p.m.

      وعده‌ی ملاقات من ساعت پنج بعد از ظهر است.

      noun plural

      اسباب، اثاثیه، مبل و وسایل منزل

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The room had fine appointments.

      اتاق اثاثیه‌ی خوبی داشت.

      noun countable uncountable

      کار، منصب، شغل، پست، مقام

      They asked Jaffar to accept the appointment of ambassador.

      از جعفر خواستند که شغل سفارت را قبول کند.

      noun countable

      تعیین، انتصاب، گماشت

      His appointment was approved by the board of trustees.

      انتصاب او مورد تأیید هیئت امنا قرار گرفت.

      Hossein is one of the new Prime Minister's recent appointments.

      حسین یکی از منصوب‌شدگان اخیر نخست‌وزیر جدید است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد appointment

      1. noun arrangement for meeting; prearranged meeting
        Synonyms:
        date engagement assignment interview session consultation meet assignation errand rendezvous invitation tryst gig blind date zero hour
      1. noun assignment of responsibility
        Synonyms:
        selection choice assignment designation naming delegation authorization approval election commissioning allotment empowering assigning nomination promotion installation certification deputation ordination
      1. noun job, position of responsibility
        Synonyms:
        job work position place situation post employment office assignment representative delegate nominee candidate officeholder berth appointee
      1. noun furnishing(s)
        Synonyms:
        gear outfit fixture fitting furnishings trappings appurtenance paraphernalia equipage

      سوال‌های رایج appointment

      شکل جمع appointment چی میشه؟

      شکل جمع appointment در زبان انگلیسی appointments است.

      ارجاع به لغت appointment

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «appointment» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/appointment

      لغات نزدیک appointment

      • - appointee
      • - appointive
      • - appointment
      • - appointor
      • - appomattox
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.