آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ شهریور ۱۴۰۳

      Choice

      tʃɔɪs tʃɔɪs

      شکل جمع:

      choices

      صفت تفضیلی:

      choicer

      صفت عالی:

      choicest

      معنی choice | جمله با choice

      noun countable uncountable B1

      انتخاب، گزینش، پسند

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      He made a bad choice.

      او انتخاب بدی کرد.

      Each person has five choices.

      هر کس فرصت پنج گزینش را دارد.

      noun countable uncountable

      گزینه، چاره

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      He has no choice but to obey.

      او چاره‌ای جز اطاعت ندارد.

      noun countable

      چیز نخبه، برگزیده، منتخب

      He is the President's choice for Secretary of State.

      او منتخب رئیس‌جمهور برای وزارت خارجه است.

      adjective

      (بهترین و برگزیده‌ترین بخش یا نوع) شاهوار، خوب

      a choice cut of meat

      قطعه گوشت خوب

      The farmers offered him their choicest fruits.

      روستاییان بهترین میوه‌های خود را به او پیشکش کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد choice

      1. adjective best, superior
        Synonyms:
        nice fine valuable special excellent superior preferred popular precious prime exceptional exclusive rare uncommon unusual select elite first-class A-1 hand-picked elect top-drawer exquisite solid gold prize 24-karat
        Antonyms:
        poor inferior worst sad
      1. noun power to select; selection
        Synonyms:
        option preference alternative variety election vote finding decision determination judgment discretion free will opportunity say pick substitute discrimination distinction evaluation rating extract choosing verdict appraisal volition cull druthers cup of tea favorite weakness

      Collocations

      by choice

      به دل‌خواه خود، با گزینش فردی

      word choice

      واژه‌گزینی، انتخاب کلمات، کلمه‌گزینی، انتخاب واژگان (مجموعه‌کلمات انتخاب‌شده)

      Idioms

      of choice

      ارجح، برگزیده، مورد پسندتر

      سوال‌های رایج choice

      شکل جمع choice چی میشه؟

      شکل جمع choice در زبان انگلیسی choices است.

      صفت تفضیلی choice چی میشه؟

      صفت تفضیلی choice در زبان انگلیسی choicer است.

      صفت عالی choice چی میشه؟

      صفت عالی choice در زبان انگلیسی choicest است.

      ارجاع به لغت choice

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «choice» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/choice

      لغات نزدیک choice

      • - chocolatier
      • - choctaw
      • - choice
      • - choir
      • - choir loft
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.