آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ بهمن ۱۴۰۳

    Popular

    ˈpɑːpjələr ˈpɒpjələ

    صفت تفضیلی:

    more popular

    صفت عالی:

    most popular

    معنی popular | جمله با popular

    adjective A2

    محبوب، پرطرفدار

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

    مشاهده

    a popular singer

    خواننده‌ی محبوب

    The song became popular overnight.

    این آهنگ یک‌شبه محبوب شد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Her novels are popular among teens.

    رمان‌های او در بین نوجوانان پرطرفدار هستند.

    adjective B2

    عامه‌پسند، مردم‌پسند (برای یا مورد پسند افراد عادی تا افراد متخصص یا تحصیل‌کرده)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    My favorite genre of music is popular music.

    گونه‌ی موسیقی محبوب من موسیقی عامه‌پسند است.

    Popular entertainment captivates diverse audiences worldwide.

    سرگرمی‌های مردم‌پسند مخاطبان مختلف در سراسر جهان را مجذوب خود می‌کند.

    adjective

    مردمی، مربوط به مردم

    We must elect truly popular representatives.

    باید نمایندگانی انتخاب کنیم که واقعاً مردمی باشند.

    The popular protest drew thousands of people.

    تظاهرات مردمی هزاران نفر را به خود جلب کرد.

    adjective

    عمومی، رایج، همگانی

    a popular belief among farmers

    عقیده‌ی رایج در میان کشاورزان

    The popular conviction is that he is honest.

    اعتقاد عمومی این است که او آدم امینی است.

    adjective

    ارزان، نازل، در استطاعت مردم

    a popular product

    محصول ارزان

    Finding popular destinations can be a challenge during peak season.

    پیدا کردن مقصدهایی که در استطاعت مردم هستند می‌تواند در فصل اوج سفر دشوار باشد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد popular

    1. adjective well-known, favorite
      Synonyms:
      famous liked fashionable trendy in vogue in favored preferred accepted approved well-liked celebrated prominent sought-after in demand leading pleasing attractive beloved lovable noted sought praised prevailing social societal in favor the rage thing now selling run-after well-received crowd-pleasing caught on faddish stylish right stuff suitable okay promoted in the mainstream notorious
      Antonyms:
      unknown unpopular disliked
    1. adjective common, standard
      Synonyms:
      ordinary general universal accepted conventional standard familiar public widespread current prevalent rife ubiquitous accessible adopted approved embraced in use demanded in demand prevailing ruling stock proletarian rampant regnant
      Antonyms:
      uncommon unusual different

    Idioms

    contrary to popular belief

    برخلاف باور همگان

    لغات هم‌خانواده popular

    noun
    popularity, popularization
    adjective
    popular
    verb - transitive
    popularize
    adverb
    popularly

    سوال‌های رایج popular

    صفت تفضیلی popular چی میشه؟

    صفت تفضیلی popular در زبان انگلیسی more popular است.

    صفت عالی popular چی میشه؟

    صفت عالی popular در زبان انگلیسی most popular است.

    ارجاع به لغت popular

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «popular» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/popular

    لغات نزدیک popular

    • - popsy or popsie
    • - populace
    • - popular
    • - popular belief
    • - popular front
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.