آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ تیر ۱۴۰۴

      Yellow Card

      ˌjeloʊ ˈkɑːrd ˌjeləʊ ˈkɑːd

      گذشته‌ی ساده:

      yellow-carded

      شکل سوم:

      yellow-carded

      سوم‌شخص مفرد:

      yellow-cards

      وجه وصفی حال:

      yellow-carding

      شکل جمع:

      yellow cards

      معنی yellow card | جمله با yellow card

      noun countable

      فوتبال کارت زرد (اخطار رسمی داور)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی فوتبال

      مشاهده

      The crowd booed when the referee didn’t show a yellow card.

      تماشاگران وقتی داور کارت زرد نشان نداد، هو کردند.

      She picked up a yellow card in the first half.

      او در نیمه‌ی اول، کارت زرد دریافت کرد.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی هشدار، اخطار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Many saw the sharp drop in sales as a yellow card from the market.

      خیلی‌ها افت شدید فروش را هشداری از سوی بازار دانستند.

      The teacher gave him a yellow card for his repeated late arrivals.

      معلم به‌خاطر تأخیرهای مکرر، به او اخطار داد.

      noun countable

      فرم گزارش عوارض دارویی

      شکل نوشتاری دیگر: Yellow Card

      Anyone can submit a Yellow Card report online after experiencing a side effect.

      هر کسی می‌تواند پس‌از تجربه‌ی عارضه‌ی جانبی، گزارش عوارض دارویی را به‌صورت آنلاین ارسال کند.

      The Yellow Card scheme helps identify unknown side effects of new medicines.

      طرح گزارش عوارض دارویی به شناسایی عوارض ناشناخته‌ی داروهای جدید کمک می‌کند.

      verb - transitive

      فوتبال (yellow-card) کارت زرد دادن

      She was yellow-carded for delaying the restart of play.

      او به‌خاطر تأخیر در شروع مجدد بازی، کارت زرد گرفت.

      The referee yellow-carded two players for arguing.

      داور به‌خاطر مشاجره، به دو بازیکن کارت زرد داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج yellow card

      گذشته‌ی ساده yellow card چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده yellow card در زبان انگلیسی yellow-carded است.

      شکل سوم yellow card چی میشه؟

      شکل سوم yellow card در زبان انگلیسی yellow-carded است.

      شکل جمع yellow card چی میشه؟

      شکل جمع yellow card در زبان انگلیسی yellow cards است.

      وجه وصفی حال yellow card چی میشه؟

      وجه وصفی حال yellow card در زبان انگلیسی yellow-carding است.

      سوم‌شخص مفرد yellow card چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد yellow card در زبان انگلیسی yellow-cards است.

      ارجاع به لغت yellow card

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «yellow card» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/yellow-card

      لغات نزدیک yellow card

      • - yellow
      • - yellow bile
      • - yellow card
      • - yellow daisy
      • - yellow enzyme
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.