آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ آبان ۱۴۰۴

      Ostrich

      ˈɒː- / / ˈɑː- ˈɒstrɪtʃ

      شکل جمع:

      ostriches

      معنی ostrich | جمله با ostrich

      noun

      جانورشناسی شترمرغ (گونه‌ای از پرندگان آفریقایی که گردن دراز و پاهای بلندی دارد و قادر به پرواز کردن نیست)

      ostrich, شترمرغ (گونه‌ای از پرندگان آفریقایی که گردن دراز و پاهای بلندی دارد و قادر به پرواز کردن نیست)
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      An ostrich can weigh up to 350 pounds.

      شترمرغ می‌تواند تا ۳۵۰ پوند وزن داشته باشد.

      The ostrich laid several large eggs in its nest.

      شترمرغ در لانه‌ی خود چندین تخم بزرگ گذاشته بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Ostriches are known for their impressive speed.

      شترمرغ‌ها به‌‌دلیل سرعت چشمگیرشان شناخته‌شده هستند.

      noun countable informal

      آدم مرغ‌دل، آدم بزدل (کسی که از ترس رویارویی با مشکل، از آن اجتناب کرده و آن را انکار می‌کند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      She acted like an ostrich, ignoring the mounting evidence of the crisis.

      او همچون فردی بزدل شواهد فزاینده‌ی بحران را نادیده گرفت.

      As an ostrich, he thought ignoring the conflict would make it disappear.

      به‌عنوان فردی مرغ‌دل، او فکر می‌کرد که نادیده گرفتن مشکل باعث ناپدید شدن آن خواهد شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ostrich

      1. noun fast-running African flightless bird with two-toed feet; largest living bird
        Synonyms:
        ratite emu kiwi struthio-camelus

      Idioms

      an ostrich with its head in the sand

      (شترمرغی که سرش را زیر شن می‌کند و فکر می‌کند کسی او را نمی‌بیند) شخصی که واقعیت را نمی‌بیند

      سوال‌های رایج ostrich

      شکل جمع ostrich چی میشه؟

      شکل جمع ostrich در زبان انگلیسی ostriches است.

      ارجاع به لغت ostrich

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ostrich» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ostrich

      لغات نزدیک ostrich

      • - ostracize
      • - ostracod
      • - ostrich
      • - ostrogoth
      • - oswald
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.