آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ خرداد ۱۴۰۴

      Conventional

      kənˈvenʃnəl kənˈvenʃnəl

      صفت تفضیلی:

      more conventional

      صفت عالی:

      most conventional

      معنی conventional | جمله با conventional

      adjective B2

      متعارف، سنتی، معمولی، مرسوم، رایج

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      He is very conventional in clothing.

      او در لباس پوشیدن بسیار تابع عرف است.

      Amongst them it is conventional to wear black for five years after the husband's death.

      در بین آنان مرسوم است که پس‌از مرگ شوهر تا پنج سال سیاه بپوشند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a conventionally dressed man

      مردی که به طور متداول لباس پوشیده بود

      conventional morality

      موازین اخلاقی قراردادی

      the conventional way of doing things

      روش متداول انجام امور

      adjective

      غیرهسته‌ای، سنتی، متعارف (اسلحه)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The army relies heavily on conventional warfare tactics.

      ارتش به‌شدت به تاکتیک‌های جنگ متعارف تکیه دارد.

      They used conventional bombs in the attack, not nuclear ones.

      آن‌ها در حمله از بمب‌های غیرهسته‌ای استفاده کردند، نه بمب‌های هسته‌ای.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      conventional weapons

      سلاح‌های غیراتمی

      conventional warfare

      جنگ سنتی (در مقابل جنگ پارتیزانی یا جنگ اتمی و غیره)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد conventional

      1. adjective common, normal
        Synonyms:
        usual common ordinary typical regular general standard expected normal current popular accepted customary habitual routine well-known prevalent proper traditional straight commonplace accustomed orthodox fashionable formal plain stereotyped decorous everyday wonted square ritual in established usage button-down tralatitious
        Antonyms:
        unusual uncommon abnormal irregular strange foreign uncustomary exotic unconventional
      1. adjective unoriginal
        Synonyms:
        commonplace hackneyed stereotyped routine humdrum lame prosaic square conservative moderate moral strict sober literal pedestrian conforming narrow-minded inflexible rigid obstinate dogmatic doctrinal narrow illiberal puritanical straight hidebound stuffy uptight straight-laced run-of-the-mill bigoted parochial rube solemn demure drippy insular isolationist in rut not heretical
        Antonyms:
        original different unique new strange exotic foreign

      سوال‌های رایج conventional

      صفت تفضیلی conventional چی میشه؟

      صفت تفضیلی conventional در زبان انگلیسی more conventional است.

      صفت عالی conventional چی میشه؟

      صفت عالی conventional در زبان انگلیسی most conventional است.

      ارجاع به لغت conventional

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «conventional» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/conventional

      لغات نزدیک conventional

      • - conventicle
      • - convention
      • - conventional
      • - conventional wisdom
      • - conventionalism
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.