Isolationist

ˌaɪsəˈleɪʃənəst ˌaɪsəˈleɪʃənɪst
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun adjective
(به‌ویژه در آمریکا: هوادار دور نگه‌داشتن کشور از جریانات برون مرز و عدم دخالت در امور و کشمکش‌های دیگران) انزواطلب، باخویشگرای، انزواگرای

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد isolationist

  1. adjective of or relating to isolationism
    Synonyms:
    isolationistic
  1. noun
    Synonyms:
    nationalist conservative America-firster xenophobe neutralist high-tariff advocate
    Antonyms:
    liberal internationalist free-trader

لغات هم‌خانواده isolationist

ارجاع به لغت isolationist

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «isolationist» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/isolationist

لغات نزدیک isolationist

پیشنهاد بهبود معانی