آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Liberal

      ˈlɪbrəl ˈlɪbrəl

      شکل جمع:

      liberals

      صفت تفضیلی:

      more liberal

      صفت عالی:

      most liberal

      معنی liberal | جمله با liberal

      adjective C1

      آزاده، نظر بلند، دارای سعه نظر، روشن‌فکر، آزادی‌خواه

      those liberal men who endangered their own lives to defend the rights of others

      آن آزاده مردانی که برای دفاع از حقوق دیگران جان خود را به خطر انداختند

      a liberal supporter of hospitals and charitable organizations

      پشتیبان بخشنده بیمارستان‌ها و مؤسسات خیریه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a liberal gift

      هدیه‌ی سخاوتمندانه

      a liberal interpretation of the Bible

      تفسیر آزاد انجیل

      the liberal members of the British Parliament

      نمایندگان آزادی‌خواه در پارلمان انگلیس

      adjective

      زیاد، جالب‌توجه، وافر، سخی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      a liberal reward

      پاداش بزرگ

      noun countable

      آزادی‌خواه

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد liberal

      1. adjective progressive
        Synonyms:
        tolerant understanding rational reasonable general advanced radical reformist enlightened broad-minded unbiased receptive open-minded humanitarian humanistic intelligent flexible free lenient permissive magnanimous catholic high-minded unprejudiced interested receiving libertarian unconventional left loose latitudinarian avant-garde unorthodox unbigoted
        Antonyms:
        conservative narrow-minded narrow
      1. adjective giving, generous
        Synonyms:
        generous kind charitable unselfish bighearted openhanded openhearted free handsome lavish munificent bountiful bounteous beneficent altruistic philanthropic unstinging unsparing profuse prodigal free-and-easy loose casual soft-touch eleemosynary exuberant princely
        Antonyms:
        ungenerous mean greedy economical thrifty
      1. adjective abundant, profuse
        Synonyms:
        plentiful ample copious generous lavish bountiful bounteous plenty profuse galore aplenty rich handsome munificent dime a dozen no end
        Antonyms:
        lacking wanting poor

      لغات هم‌خانواده liberal

      noun
      liberal, liberalism, liberalization
      adjective
      liberal
      verb - transitive
      liberalize
      adverb
      liberally

      سوال‌های رایج liberal

      شکل جمع liberal چی میشه؟

      شکل جمع liberal در زبان انگلیسی liberals است.

      صفت تفضیلی liberal چی میشه؟

      صفت تفضیلی liberal در زبان انگلیسی more liberal است.

      صفت عالی liberal چی میشه؟

      صفت عالی liberal در زبان انگلیسی most liberal است.

      ارجاع به لغت liberal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «liberal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/liberal

      لغات نزدیک liberal

      • - libelous
      • - liber
      • - liberal
      • - liberal arts
      • - liberal education
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.